unreformed

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اصلاح نشده، دگرگونی مذهبی را تجربه نکرده است.

نمونه‌های واقعی

It would leave much of America's frustrating health-care system unreformed.

این امر باعث می‌شود بخش بزرگی از سیستم بهداشت و درمان ناخوشایند آمریکا بدون اصلاح باقی بماند.

منبع: The Economist (Summary)

Four women who publicly defied the still unreformed ban on female driving were barred from contesting local elections.

چهار زن که علناً ممنوعیت هنوز اصلاح نشده رانندگی زنان را نادیده گرفتند، از شرکت در انتخابات محلی منع شدند.

منبع: The Economist (Summary)

A vast country with deeply ingrained problems and unreformed corners, Mexico could yet squander the opportunities that are coming its way.

یک کشور وسیع با مشکلات عمیقاً ریشه دار و گوشه‌هایی که اصلاح نشده‌اند، همچنان ممکن است فرصت‌هایی را که در راه خود دارد، از دست بدهد.

منبع: The Economist (Summary)

Yet even though they have gone largely unreformed, rating agencies have been on a good run in recent years.

با این حال، حتی اگر تا حد زیادی اصلاح نشده‌اند، مؤسسات رتبه‌بندی در سال‌های اخیر عملکرد خوبی داشته‌اند.

منبع: Economist Finance and economics

The unreformed provincial mind distrusted London; and while true religion was everywhere saving, honest Mrs. Bulstrode was convinced that to be saved in the Church was more respectable.

ذهنیت استانی که اصلاح نشده بود، به لندن بی‌اعتماد بود؛ و در حالی که دین راستینه‌ همه جا نجات می‌داد، خانم بولسترود صادق معتقد بود که نجات یافتن در کلیسا قابل احترام‌تر است.

منبع: Middlemarch (Part Four)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید