unremarked

[ایالات متحده]/ˈʌnriˈmɑ:kt/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈmɑrkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نادیده گرفته شده یا مورد توجه قرار نگرفته

عبارات و ترکیب‌ها

went unremarked

بدون توجه پیش رفت

remained unremarked

بدون توجه باقی ماند

جملات نمونه

she let his bitterness go unremarked .

او اجازه داد تلخی او بدون توجه بماند.

Her unremarked talent for painting was finally recognized by the art community.

استعداد او در نقاشی که کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت، سرانجام توسط جامعه هنری مورد توجه قرار گرفت.

The unremarked beauty of the countryside took my breath away.

زیبایی‌های کمتر دیده شده‌ی حومه شهر، نفسم را گرفت.

His unremarked generosity towards others is truly admirable.

مهربانی‌های او با دیگران که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، واقعاً قابل تحسین است.

The unremarked flaws in the system became apparent after closer inspection.

نقص‌های کمتر دیده شده در سیستم پس از بررسی دقیق‌تر آشکار شد.

She possesses an unremarked ability to calm others in stressful situations.

او توانایی غیرمعمولی در آرام کردن دیگران در شرایط استرس‌زا دارد.

The unremarked efforts of the volunteers made a significant impact on the community.

تلاش‌های کمتر دیده شده‌ی داوطلبان تاثیر قابل توجهی بر جامعه داشت.

His unremarked dedication to his work often goes unnoticed by his colleagues.

تعهد او به کارش که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اغلب توسط همکارانش نادیده گرفته می‌شود.

The unremarked details in the painting revealed the artist's true skill.

جزئیات کمتر دیده شده در نقاشی، مهارت واقعی هنرمند را نشان داد.

Despite her unremarked background, she excelled in her chosen field.

با وجود پیشینه‌ای که کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت، او در زمینه انتخابی خود موفق عمل کرد.

The unremarked potential in the young musician was discovered during a local talent show.

پتانسیل کمتر دیده شده در نوازنده جوان در طول یک مسابقه استعداد محلی کشف شد.

نمونه‌های واقعی

So harm caused to birds or their habitats can go unremarked.

بنابراین، آسیب‌های وارد شده به پرندگان یا زیستگاه‌های آن‌ها ممکن است نادیده بماند.

منبع: The Economist (Summary)

Of the Neandertal specimens, the best preserved was sitting unremarked on a shelf in London.

از بین نمونه‌های نئاندرتال، بهترین نمونه حفظ شده روی یک قفسه در لندن به حال فراموشی نشسته بود.

منبع: A Brief History of Everything

And I feel there is one among you whose generosity is in danger of going unremarked.

و احساس می‌کنم یکی از شما وجود دارد که سخاوت او در خطر فراموش شدن است.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

I feel there is one among you whose generosity is in danger of going unremarked.

و احساس می‌کنم یکی از شما وجود دارد که سخاوت او در خطر فراموش شدن است.

منبع: Downton Abbey Season 2

Amid the disorder of such various ruin, it is not strange that a man of inconsiderable note, like Maule, should have trodden the martyr's path to the hill of execution almost unremarked in the throng of his fellow sufferers.

در میان هرج و مرج چنین ویرانی‌های مختلف، عجیب نیست که مردی با اهمیت کم، مانند موله، تقریباً در میان ازدحام رنج‌کشندگان هم‌عرض خود، مسیر شهادت را به تپه‌ی اعدام طی کرده باشد.

منبع: Seven-angled Tower (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید