unrestorability

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪˌstɔːrəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˌstɔːrəˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیتی یا حالتی که غیرقابل بازگرداندن است؛ ناتوانی در بازگرداندن به یک وضعیت اصلی؛ وضعیتی که نمی‌توان آن را به حالت یا کارایی قبلی بازگرداند.

عبارات و ترکیب‌ها

the unrestorability of

غیرقابل بازسازی

unrestorability concern

نگرانی در مورد عدم امکان بازسازی

unrestorability issue

مشکل عدم امکان بازسازی

unrestorability finding

یافتن عدم امکان بازسازی

structural unrestorability

عدم امکان بازسازی ساختاری

complete unrestorability

عدم امکان بازسازی کامل

potential unrestorability

احتمال عدم امکان بازسازی

unrestorability determination

تعیین عدم امکان بازسازی

unrestorability assessment

ارزیابی عدم امکان بازسازی

digital unrestorability

عدم امکان بازسازی دیجیتال

جملات نمونه

the unrestorability of the severely water-damaged manuscript devastated the historians.

ناتوانی در بازسازی دست‌نویس به‌شدت آسیب‌دیده در اثر آب، مورخان را ناامید کرد.

artists often struggle with the unrestorability of their creative vision after injury.

هنرمندان اغلب با ناتوانی در بازگرداندن دیدگاه خلاقانه خود پس از آسیب مواجه می‌شوند.

the report highlighted the unrestorability of the endangered ecosystem without immediate intervention.

گزارش بر ناتوانی در بازگرداندن اکوسیستم در معرض خطر بدون مداخله فوری تأکید کرد.

she accepted the unrestorability of the situation and focused on moving forward.

او ناتوانی در تغییر وضعیت را پذیرفت و بر ادامه دادن تمرکز کرد.

the unrestorability of trust after betrayal requires immense effort to rebuild.

بازسازی اعتماد پس از خیانت، ناتوانی در بازگرداندن آن را نشان می‌دهد و نیازمند تلاش فراوان است.

scientists documented the unrestorability of the melted glacier's original form.

دانشمندان ناتوانی در بازگرداندن شکل اصلی یخچال‌های طبیعی که ذوب شده‌اند را مستند کردند.

the museum faced the stark unrestorability of the ancient artifact's destruction.

موزه با ناتوانی در بازگرداندن اثر باستانی که نابود شده است، روبرو شد.

architects acknowledged the unrestorability of the historical building's original features.

معماران اذعان کردند که ناتوانی در بازگرداندن ویژگی‌های اصلی ساختمان تاریخی وجود دارد.

the unrestorability of childhood innocence weighs heavily on many adults.

ناتوانی در بازگرداندن معصومیت دوران کودکی، بار سنگینی بر دوش بسیاری از بزرگسالان است.

philosophers have long debated the unrestorability of time and its effects on memory.

فلاسفه مدت طولانی است که در مورد ناتوانی در بازگرداندن زمان و تأثیرات آن بر حافظه بحث کرده‌اند.

the documentary explored the unrestorability of lost cultural traditions in modern society.

فیلم مستند به بررسی ناتوانی در بازگرداندن سنت‌های فرهنگی گمشده در جامعه مدرن پرداخت.

engineers studied the unrestorability of the collapsed bridge's structural integrity.

مهندسان ناتوانی در بازگرداندن یکپارچگی سازه‌ای پل فرو ریخته را مطالعه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید