unrevealed

[ایالات متحده]/ʌn.rɪˈviːld/
[بریتانیا]/ʌn.rɪˈviːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اعلام نشده یا افشا نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unrevealed secrets

رازهای فاش نشده

unrevealed truths

حقیقت‌های فاش نشده

unrevealed mysteries

معماهای فاش نشده

unrevealed potential

ظرفیت‌های فاش نشده

unrevealed identity

هویت فاش نشده

unrevealed evidence

دلایل فاش نشده

unrevealed facts

حقایق فاش نشده

unrevealed information

اطلاعات فاش نشده

unrevealed details

جزئیات فاش نشده

unrevealed intentions

قصد و غرض‌های فاش نشده

جملات نمونه

the truth remains unrevealed.

حقیقت هنوز فاش نشده است.

many secrets are still unrevealed.

رازهای زیادی هنوز فاش نشده اند.

her feelings for him are unrevealed.

احساسات او نسبت به او فاش نشده است.

the unrevealed information could change everything.

اطلاعات فاش نشده می تواند همه چیز را تغییر دهد.

they have an unrevealed plan for the future.

آنها یک برنامه فاش نشده برای آینده دارند.

his motives remain unrevealed to the public.

انگیزه های او هنوز برای عموم فاش نشده است.

there are unrevealed aspects of the project.

جنبه های فاش نشده ای از پروژه وجود دارد.

the unrevealed details will be disclosed soon.

جزئیات فاش نشده به زودی فاش خواهند شد.

unrevealed truths can lead to misunderstandings.

حقیقت های فاش نشده می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

some unrevealed factors influenced the decision.

برخی از عوامل فاش نشده بر تصمیم تأثیر گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید