undisclosed

[ایالات متحده]/ˌʌndis'kləuzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. افشا نشده; مخفی; شناسایی نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

undisclosed information

اطلاعات فاش نشده

undisclosed location

محل نامعلوم

undisclosed amount

مبلغ نامشخص

جملات نمونه

The inmates were moved to an undisclosed location.

محکومان به مکانی نامشخص منتقل شدند.

undisclosed illegalities are reported to the company's directors.

گزارش غیرقانونی‌های فاش نشده به مدیران شرکت داده می‌شود.

an undisclosed stock option throws out all your figures.

یک گزینه سهام فاش نشده تمام محاسبات شما را به هم می‌ریزد.

An undisclosed buyer will provide a much-needed cash injection for the fragile balance sheet.

یک خریدار ناشناس تزریق نقدی مورد نیاز را برای ترازنامه شکننده فراهم می کند.

undisclosed amount of money

مبلغ پولی فاش نشده

undisclosed terms and conditions

شرایط و ضوابط فاش نشده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید