unrhymed

[ایالات متحده]/ʌnˈraɪmd/
[بریتانیا]/ʌnˈraɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌قافیه

عبارات و ترکیب‌ها

unrhymed verse

غزل بی وزن

unrhymed poetry

غزل وزنی

unrhymed lines

خطوط بدون قافیه

unrhymed meter

وزن بدون قافیه

unrhymed stanzas

بخش‌های بدون قافیه

unrhymed couplets

دو بیتی های بدون قافیه

unrhymed prose

نثر بدون قافیه

unrhymed thoughts

افکار بدون قافیه

unrhymed expressions

عبارات بدون قافیه

جملات نمونه

the poem was written in unrhymed verse.

شعر به صورت بی وزن نوشته شده بود.

unrhymed lines can create a unique rhythm.

خطوط بدون قافیه می‌توانند ریتم منحصر به فردی ایجاد کنند.

many modern poets prefer unrhymed forms.

بسیاری از شاعران مدرن ترجیح می‌دهند از قالب‌های بدون قافیه استفاده کنند.

she wrote an unrhymed sonnet for her class.

او یک سونات بدون قافیه برای کلاس خود نوشت.

unrhymed poetry allows for more freedom of expression.

شعر بدون قافیه امکان بیان آزادانه تر را فراهم می کند.

the artist's work often features unrhymed stanzas.

اثر هنرمند اغلب شامل ابیات بدون قافیه است.

he enjoys writing unrhymed poetry in his spare time.

او از نوشتن شعر بدون قافیه در اوقات فراغت خود لذت می برد.

unrhymed lines can evoke strong emotions.

خطوط بدون قافیه می‌توانند احساسات قوی را برانگیزند.

she found beauty in the unrhymed structure of her poem.

او زیبایی را در ساختار بدون قافیه شعر خود یافت.

unrhymed poetry can challenge traditional norms.

شعر بدون قافیه می‌تواند هنجارهای سنتی را به چالش بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید