rhymed

[ایالات متحده]/[ˈraɪmd]/
[بریتانیا]/[ˈraɪmd]/

ترجمه

v. داشتن یا پایان دادن با صدایی که با صدای دیگری مطابقت دارد؛ نوشتن شعر که آخرین کلمات خطوط شبیه به هم یا یکسان باشند.
adj. داشتن صدای مشابه؛ قافیه دار.

عبارات و ترکیب‌ها

rhymed verse

غزل

rhymed couplet

دو بیتی

rhymed words

واژه‌های قافیه‌دار

rhyming lines

سطرهای قافیه‌دار

rhymed beautifully

به زیبایی قافیه‌دار

rhymed perfectly

به طور کامل قافیه‌دار

rhyming with

قافیه‌سازی با

he rhymed

او قافیه‌سازی کرد

she rhymed

او قافیه‌سازی کرد

rhyming poem

شعر قافیه‌دار

جملات نمونه

the poet's verses rhymed with effortless grace.

اشعار شاعر با ظرافت بی‌نظیر قافیه پردازی می‌شد.

the children loved the rhymed couplet in the poem.

کودکان عاشق مصرع قافیه‌دار در شعر بودند.

he rhymed 'cat' with 'hat' in a silly rhyme.

او کلمه «گربه» را با «کلاه» در قافیه‌ای احمقانه قافیه کرد.

the song's rhymed chorus was incredibly catchy.

همسرای قافیه‌دار آهنگ فوق‌العاده جذاب بود.

the play featured a rhymed prologue to set the scene.

نمایش دارای یک مقدمه قافیه‌دار برای تنظیم صحنه بود.

the author skillfully rhymed words to create rhythm.

نویسنده به طرز ماهرانه ای کلمات را قافیه کرد تا ریتم ایجاد کند.

the nursery rhyme rhymed and bounced with delight.

شعر کودکانه با خوشحالی قافیه پردازی و پرش می کرد.

the rapper's lyrics rhymed with a complex flow.

متن ترانه‌سرا با یک جریان پیچیده قافیه پردازی می‌شد.

the old ballad rhymed about love and loss.

قصیده قدیمی درباره عشق و از دست دادن قافیه پردازی می‌شد.

the children rhymed words together for a game.

کودکان برای یک بازی کلمات را با هم قافیه کردند.

the poem rhymed beautifully, a testament to her skill.

شعر به زیبایی قافیه پردازی می‌شد، گواهی بر مهارت او.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید