rhymed verse
غزل
rhymed couplet
دو بیتی
rhymed words
واژههای قافیهدار
rhyming lines
سطرهای قافیهدار
rhymed beautifully
به زیبایی قافیهدار
rhymed perfectly
به طور کامل قافیهدار
rhyming with
قافیهسازی با
he rhymed
او قافیهسازی کرد
she rhymed
او قافیهسازی کرد
rhyming poem
شعر قافیهدار
the poet's verses rhymed with effortless grace.
اشعار شاعر با ظرافت بینظیر قافیه پردازی میشد.
the children loved the rhymed couplet in the poem.
کودکان عاشق مصرع قافیهدار در شعر بودند.
he rhymed 'cat' with 'hat' in a silly rhyme.
او کلمه «گربه» را با «کلاه» در قافیهای احمقانه قافیه کرد.
the song's rhymed chorus was incredibly catchy.
همسرای قافیهدار آهنگ فوقالعاده جذاب بود.
the play featured a rhymed prologue to set the scene.
نمایش دارای یک مقدمه قافیهدار برای تنظیم صحنه بود.
the author skillfully rhymed words to create rhythm.
نویسنده به طرز ماهرانه ای کلمات را قافیه کرد تا ریتم ایجاد کند.
the nursery rhyme rhymed and bounced with delight.
شعر کودکانه با خوشحالی قافیه پردازی و پرش می کرد.
the rapper's lyrics rhymed with a complex flow.
متن ترانهسرا با یک جریان پیچیده قافیه پردازی میشد.
the old ballad rhymed about love and loss.
قصیده قدیمی درباره عشق و از دست دادن قافیه پردازی میشد.
the children rhymed words together for a game.
کودکان برای یک بازی کلمات را با هم قافیه کردند.
the poem rhymed beautifully, a testament to her skill.
شعر به زیبایی قافیه پردازی میشد، گواهی بر مهارت او.
rhymed verse
غزل
rhymed couplet
دو بیتی
rhymed words
واژههای قافیهدار
rhyming lines
سطرهای قافیهدار
rhymed beautifully
به زیبایی قافیهدار
rhymed perfectly
به طور کامل قافیهدار
rhyming with
قافیهسازی با
he rhymed
او قافیهسازی کرد
she rhymed
او قافیهسازی کرد
rhyming poem
شعر قافیهدار
the poet's verses rhymed with effortless grace.
اشعار شاعر با ظرافت بینظیر قافیه پردازی میشد.
the children loved the rhymed couplet in the poem.
کودکان عاشق مصرع قافیهدار در شعر بودند.
he rhymed 'cat' with 'hat' in a silly rhyme.
او کلمه «گربه» را با «کلاه» در قافیهای احمقانه قافیه کرد.
the song's rhymed chorus was incredibly catchy.
همسرای قافیهدار آهنگ فوقالعاده جذاب بود.
the play featured a rhymed prologue to set the scene.
نمایش دارای یک مقدمه قافیهدار برای تنظیم صحنه بود.
the author skillfully rhymed words to create rhythm.
نویسنده به طرز ماهرانه ای کلمات را قافیه کرد تا ریتم ایجاد کند.
the nursery rhyme rhymed and bounced with delight.
شعر کودکانه با خوشحالی قافیه پردازی و پرش می کرد.
the rapper's lyrics rhymed with a complex flow.
متن ترانهسرا با یک جریان پیچیده قافیه پردازی میشد.
the old ballad rhymed about love and loss.
قصیده قدیمی درباره عشق و از دست دادن قافیه پردازی میشد.
the children rhymed words together for a game.
کودکان برای یک بازی کلمات را با هم قافیه کردند.
the poem rhymed beautifully, a testament to her skill.
شعر به زیبایی قافیه پردازی میشد، گواهی بر مهارت او.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید