unsalable goods
کالاهای غیرقابل فروش
unsalable inventory
موجودی غیرقابل فروش
unsalable items
اقلام غیرقابل فروش
unsalable products
محصولات غیرقابل فروش
unsalable stock
ذخیره غیرقابل فروش
unsalable merchandise
کالاهای غیرقابل فروش
unsalable assets
داراییهای غیرقابل فروش
unsalable offerings
پیشکشهای غیرقابل فروش
unsalable properties
املاکی که قابل فروش نیستند
unsalable supplies
تجهیزات غیرقابل فروش
the product was deemed unsalable due to poor quality.
محصول به دلیل کیفیت پایین غیرقابل فروش تشخیص داده شد.
many unsalable items were returned to the warehouse.
اقلام غیرقابل فروش زیادی به انبار بازگردانده شدند.
the store had to discount unsalable merchandise.
فروشگاه مجبور شد کالاها غیرقابل فروش را با تخفیف بفروشد.
unsold inventory can lead to unsalable stock.
انبارهای نفروخته می توانند منجر به موجودی غیرقابل فروش شوند.
they decided to donate the unsalable goods.
آنها تصمیم گرفتند کالاهای غیرقابل فروش را اهدا کنند.
her unsalable designs were a disappointment to her clients.
طرح های غیرقابل فروش او برای مشتریانش ناامید کننده بود.
unsalable products can hurt a company's reputation.
محصولات غیرقابل فروش می توانند به شهرت یک شرکت آسیب برسانند.
they faced losses because of unsalable assets.
آنها به دلیل دارایی های غیرقابل فروش متحمل ضرر شدند.
finding a solution for unsalable items is crucial.
پیدا کردن راه حلی برای اقلام غیرقابل فروش بسیار مهم است.
unsalable inventory can tie up valuable resources.
انبارهای غیرقابل فروش می توانند منابع ارزشمند را اشغال کنند.
unsalable goods
کالاهای غیرقابل فروش
unsalable inventory
موجودی غیرقابل فروش
unsalable items
اقلام غیرقابل فروش
unsalable products
محصولات غیرقابل فروش
unsalable stock
ذخیره غیرقابل فروش
unsalable merchandise
کالاهای غیرقابل فروش
unsalable assets
داراییهای غیرقابل فروش
unsalable offerings
پیشکشهای غیرقابل فروش
unsalable properties
املاکی که قابل فروش نیستند
unsalable supplies
تجهیزات غیرقابل فروش
the product was deemed unsalable due to poor quality.
محصول به دلیل کیفیت پایین غیرقابل فروش تشخیص داده شد.
many unsalable items were returned to the warehouse.
اقلام غیرقابل فروش زیادی به انبار بازگردانده شدند.
the store had to discount unsalable merchandise.
فروشگاه مجبور شد کالاها غیرقابل فروش را با تخفیف بفروشد.
unsold inventory can lead to unsalable stock.
انبارهای نفروخته می توانند منجر به موجودی غیرقابل فروش شوند.
they decided to donate the unsalable goods.
آنها تصمیم گرفتند کالاهای غیرقابل فروش را اهدا کنند.
her unsalable designs were a disappointment to her clients.
طرح های غیرقابل فروش او برای مشتریانش ناامید کننده بود.
unsalable products can hurt a company's reputation.
محصولات غیرقابل فروش می توانند به شهرت یک شرکت آسیب برسانند.
they faced losses because of unsalable assets.
آنها به دلیل دارایی های غیرقابل فروش متحمل ضرر شدند.
finding a solution for unsalable items is crucial.
پیدا کردن راه حلی برای اقلام غیرقابل فروش بسیار مهم است.
unsalable inventory can tie up valuable resources.
انبارهای غیرقابل فروش می توانند منابع ارزشمند را اشغال کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید