unsalable

[ایالات متحده]/ʌnˈseɪləbəl/
[بریتانیا]/ʌnˈseɪləbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل فروش

عبارات و ترکیب‌ها

unsalable goods

کالا‌های غیرقابل فروش

unsalable inventory

موجودی غیرقابل فروش

unsalable items

اقلام غیرقابل فروش

unsalable products

محصولات غیرقابل فروش

unsalable stock

ذخیره غیرقابل فروش

unsalable merchandise

کالاهای غیرقابل فروش

unsalable assets

دارایی‌های غیرقابل فروش

unsalable offerings

پیشکش‌های غیرقابل فروش

unsalable properties

املاکی که قابل فروش نیستند

unsalable supplies

تجهیزات غیرقابل فروش

جملات نمونه

the product was deemed unsalable due to poor quality.

محصول به دلیل کیفیت پایین غیرقابل فروش تشخیص داده شد.

many unsalable items were returned to the warehouse.

اقلام غیرقابل فروش زیادی به انبار بازگردانده شدند.

the store had to discount unsalable merchandise.

فروشگاه مجبور شد کالاها غیرقابل فروش را با تخفیف بفروشد.

unsold inventory can lead to unsalable stock.

انبارهای نفروخته می توانند منجر به موجودی غیرقابل فروش شوند.

they decided to donate the unsalable goods.

آنها تصمیم گرفتند کالاهای غیرقابل فروش را اهدا کنند.

her unsalable designs were a disappointment to her clients.

طرح های غیرقابل فروش او برای مشتریانش ناامید کننده بود.

unsalable products can hurt a company's reputation.

محصولات غیرقابل فروش می توانند به شهرت یک شرکت آسیب برسانند.

they faced losses because of unsalable assets.

آنها به دلیل دارایی های غیرقابل فروش متحمل ضرر شدند.

finding a solution for unsalable items is crucial.

پیدا کردن راه حلی برای اقلام غیرقابل فروش بسیار مهم است.

unsalable inventory can tie up valuable resources.

انبارهای غیرقابل فروش می توانند منابع ارزشمند را اشغال کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید