unscrambles

[ایالات متحده]/ʌnˈskræmbəlz/
[بریتانیا]/ʌnˈskræmbəlz/

ترجمه

v. به حالت مناسب بازگرداندن؛ رمز را رمزگشایی یا تفسیر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unscrambles words

بازآرایی کلمات

unscrambles letters

بازآرایی حروف

unscrambles puzzles

بازآرایی پازل‌ها

unscrambles codes

بازآرایی کدها

unscrambles phrases

بازآرایی عبارات

unscrambles sentences

بازآرایی جملات

unscrambles games

بازآرایی بازی‌ها

unscrambles clues

بازآرایی سرنخ‌ها

unscrambles text

بازآرایی متن

unscrambles symbols

بازآرایی نمادها

جملات نمونه

the teacher unscrambles the letters to form a word.

معلم حروف را مرتب می‌کند تا کلمه را بسازد.

she unscrambles the puzzle quickly.

او به سرعت پازل را مرتب می‌کند.

the software unscrambles the encoded message.

نرم‌افزار پیام رمزگذاری شده را مرتب می‌کند.

he unscrambles the jumbled sentences for clarity.

او جملات بهم ریخته را برای وضوح مرتب می‌کند.

the game requires players to unscramble words.

بازی از بازیکنان می‌خواهد کلمات را مرتب کنند.

she unscrambles the clues to solve the mystery.

او سرنخ‌ها را مرتب می‌کند تا راز را حل کند.

can you unscramble this anagram?

آیا می‌توانید این معما را مرتب کنید؟

the child unscrambles the letters to spell his name.

کودک حروف را مرتب می‌کند تا نامش را بنویسد.

he quickly unscrambles the mixed-up lyrics.

او به سرعت متن ترانه های بهم ریخته را مرتب می‌کند.

she unscrambles the data to find the pattern.

او داده‌ها را مرتب می‌کند تا الگو را پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید