an unseasonable warm spell.
گرم شدن غیرمعمول
It was a handsome room,with a fine marble fireplace facing the long sash windows, firmly closed against the unseasonable chill.
اتاق بسیار زیبایی بود، با یک شومینه مرمر زیبا که رو به پنجرههای بلند و در بسته بود که در برابر سرما غیرمعمول بود.
an unseasonable cold snap
سردی غیرمعمول
an unseasonable warm spell.
گرم شدن غیرمعمول
It was a handsome room,with a fine marble fireplace facing the long sash windows, firmly closed against the unseasonable chill.
اتاق بسیار زیبایی بود، با یک شومینه مرمر زیبا که رو به پنجرههای بلند و در بسته بود که در برابر سرما غیرمعمول بود.
an unseasonable cold snap
سردی غیرمعمول
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید