unseasonable

[ایالات متحده]/ʌn'siːz(ə)nəb(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'siznəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زمان نادرست یا خارج از فصل.

جملات نمونه

an unseasonable warm spell.

گرم شدن غیرمعمول

It was a handsome room,with a fine marble fireplace facing the long sash windows, firmly closed against the unseasonable chill.

اتاق بسیار زیبایی بود، با یک شومینه مرمر زیبا که رو به پنجره‌های بلند و در بسته بود که در برابر سرما غیرمعمول بود.

an unseasonable cold snap

سردی غیرمعمول

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید