unshaded

[ایالات متحده]/ʌn'ʃeɪdɪd/
[بریتانیا]/ˌʌn'ʃedɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون سایه؛ بدون سایه‌ها

جملات نمونه

The unshaded area of the garden is perfect for sunbathing.

منطقه سایه‌دار باغ برای آفتاب گرفتن عالی است.

She sat in the unshaded spot, feeling the warmth of the sun on her skin.

او در نقطه سایه‌دار نشست و گرمای خورشید را روی پوست خود احساس کرد.

The unshaded windows made the room too bright in the morning.

نور خورشید از پنجره‌های بدون سایه اتاق را در صبح بیش از حد روشن می‌کرد.

The unshaded light bulb was too harsh for the cozy atmosphere of the room.

لامپ بدون سایه برای فضای دنج اتاق بیش از حد زننده بود.

He preferred to sit in the unshaded area of the park to enjoy the view of the lake.

او ترجیح می‌داد در منطقه بدون سایه پارک بنشیند تا از منظره دریاچه لذت ببرد.

The unshaded section of the beach was crowded with people trying to get a tan.

بخش بدون سایه ساحل مملو از افرادی بود که سعی داشتند برنزه شوند.

The unshaded side of the building gets too hot in the afternoon.

طرف بدون سایه ساختمان در بعد از ظهر بیش از حد گرم می‌شود.

She avoided the unshaded areas of the park to stay cool on a hot day.

او از مناطق بدون سایه پارک برای خنک ماندن در یک روز گرم اجتناب می‌کرد.

The unshaded patio was great for stargazing on clear nights.

فضای پاسیو بدون سایه برای تماشای ستارگان در شب‌های صاف عالی بود.

The unshaded playground equipment was too hot for the children to play on in the summer.

وسایل بازی بدون سایه در تابستان برای بازی کودکان بیش از حد گرم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید