finding shaded spots
یافتن نقاط سایهدار
shaded pole
قطب سایهدار
shaded area
فضای سایهدار
she shaded in the outline of a chimney.
او سایه انداخت روی خطکشی یک دودکش.
The blue shaded into grey.
آبی به خاکستری تبدیل شد.
This plant prefers a lightly shaded position.
این گیاه ترجیح می دهد در مکانی با سایه ملایم قرار گیرد.
the elegant square was shaded by lofty palms.
میدان شیک در سایه درختان نخل بلند بود.
he shaded the torch with his hand.
او مشعل را با دستش سایهدار کرد.
the sky shaded from turquoise to night blue.
آسمان از آبی فیروزهای به آبی شبگون تغییر کرد.
the Welsh side shaded a tight, tough first half.
تیم ولزی در نیمه اول سخت و دشوار، عملکرد خوبی داشت.
The doctor shaded my forehead with his hand.
دکتر با دستش سایه انداخت روی پیشانی من.
she shaded her eyes against the sun.
او چشمانش را در برابر نور خورشید سایهدار کرد.
I shaded my eyes with my hand.
من چشمانم را با دستم سایهدار کردم.
The house is shaded from the midday heat by those tall trees.
خانه از گرمای ظهر توسط آن درختان بلند سایهدار است.
As the sun set, the sky shaded from blue to pink.
همانطور که خورشید غروب میکرد، آسمان از آبی به صورتی تغییر کرد.
Since then I have never set foot again in that champak-shaded villa garden.
از آن زمان به بعد، هرگز دوباره در آن باغ ویلای سایهدار چامپاک پا نگذاشتهام.
finding shaded spots
یافتن نقاط سایهدار
shaded pole
قطب سایهدار
shaded area
فضای سایهدار
she shaded in the outline of a chimney.
او سایه انداخت روی خطکشی یک دودکش.
The blue shaded into grey.
آبی به خاکستری تبدیل شد.
This plant prefers a lightly shaded position.
این گیاه ترجیح می دهد در مکانی با سایه ملایم قرار گیرد.
the elegant square was shaded by lofty palms.
میدان شیک در سایه درختان نخل بلند بود.
he shaded the torch with his hand.
او مشعل را با دستش سایهدار کرد.
the sky shaded from turquoise to night blue.
آسمان از آبی فیروزهای به آبی شبگون تغییر کرد.
the Welsh side shaded a tight, tough first half.
تیم ولزی در نیمه اول سخت و دشوار، عملکرد خوبی داشت.
The doctor shaded my forehead with his hand.
دکتر با دستش سایه انداخت روی پیشانی من.
she shaded her eyes against the sun.
او چشمانش را در برابر نور خورشید سایهدار کرد.
I shaded my eyes with my hand.
من چشمانم را با دستم سایهدار کردم.
The house is shaded from the midday heat by those tall trees.
خانه از گرمای ظهر توسط آن درختان بلند سایهدار است.
As the sun set, the sky shaded from blue to pink.
همانطور که خورشید غروب میکرد، آسمان از آبی به صورتی تغییر کرد.
Since then I have never set foot again in that champak-shaded villa garden.
از آن زمان به بعد، هرگز دوباره در آن باغ ویلای سایهدار چامپاک پا نگذاشتهام.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید