unshelling

[ایالات متحده]/ʌnˈʃɛlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈʃɛlɪŋ/

ترجمه

vt. چیزی را از پوسته خارج کردن; چیزی را نمایان یا آشکار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unshelling process

فرآیند جداسازی پوسته

unshelling method

روش جداسازی پوسته

unshelling technique

تکنیک جداسازی پوسته

unshelling operation

عملیات جداسازی پوسته

unshelling task

وظیفه جداسازی پوسته

unshelling procedure

روش کار جداسازی پوسته

unshelling activity

فعالیت جداسازی پوسته

unshelling phase

مرحله جداسازی پوسته

unshelling stage

مرحله جداسازی پوسته

unshelling strategy

استراتژی جداسازی پوسته

جملات نمونه

unshelling the peanuts is a fun activity.

خارج کردن پوست فندق یک فعالیت سرگرم کننده است.

she enjoys unshelling shrimp for dinner.

او از پوست کردن میگو برای شام لذت می برد.

unshelling the eggs can be tricky sometimes.

پوست کردن تخم مرغ ها گاهی اوقات می تواند مشکل باشد.

he is unshelling the nuts for the recipe.

او آجیل ها را برای دستور العمل پوست می کند.

unshelling the sunflower seeds is a relaxing pastime.

پوست کردن دانه‌های آفتابگردان یک سرگرمی آرامش‌بخش است.

they spent the afternoon unshelling the crabs.

آنها بعد از ظهر را پوست کردن خرچنگ ها گذراندند.

unshelling the beans is part of the cooking process.

پوست کردن لوبیا بخشی از فرآیند پخت و پز است.

he learned the technique of unshelling oysters quickly.

او به سرعت تکنیک پوست کردن صدف ها را یاد گرفت.

unshelling the almonds can be done by hand.

پوست کردن بادام ها را می توان به صورت دستی انجام داد.

she is an expert at unshelling lobster tails.

او در پوست کردن دم خرچنگ تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید