unshown

[ایالات متحده]/ʌnˈʃoʊn/
[بریتانیا]/ʌnˈʃoʊn/

ترجمه

adj. نمایش داده نشده یا به نمایش گذاشته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unshown data

اطلاعات نشان داده نشده

unshown results

نتایج نشان داده نشده

unshown content

محتوای نشان داده نشده

unshown images

تصاویر نشان داده نشده

unshown features

ویژگی‌های نشان داده نشده

unshown options

گزینه‌های نشان داده نشده

unshown items

موارد نشان داده نشده

unshown sections

بخش‌های نشان داده نشده

unshown variables

متغیرهای نشان داده نشده

unshown details

جزئیات نشان داده نشده

جملات نمونه

the unshown details of the project raised many questions.

جزئیات پنهان پروژه سوالات زیادی را ایجاد کرد.

there are unshown features in the software that could enhance performance.

ویژگی‌های پنهان در نرم‌افزار وجود دارد که می‌توانند عملکرد را بهبود بخشند.

the unshown aspects of her personality surprised everyone.

جنبه‌های پنهان شخصیت او باعث تعجب همه شد.

he had an unshown talent for music that impressed his friends.

او استعداد پنهانی در موسیقی داشت که دوستانش را تحت تاثیر قرار داد.

the report contained unshown data that could change the outcome.

گزارش حاوی داده‌های پنهانی بود که می‌توانست نتیجه را تغییر دهد.

her unshown dedication to the team was finally recognized.

تعهد پنهان او به تیم سرانجام مورد توجه قرار گرفت.

there are unshown risks involved in this investment.

خطرات پنهانی در این سرمایه‌گذاری وجود دارد.

the artist's unshown works are kept in a private collection.

آثار پنهان هنرمند در یک مجموعه خصوصی نگهداری می‌شوند.

unshown emotions can lead to misunderstandings in relationships.

احساسات پنهان می‌توانند منجر به سوء تفاهم در روابط شوند.

we discovered unshown opportunities during our market analysis.

ما فرصت‌های پنهانی را در طول تجزیه و تحلیل بازار خود کشف کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید