undisplayed

[ایالات متحده]/[ʌnˈdɪspleɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈdɪspleɪd]/

ترجمه

adj. نشان داده نشده؛ به نمایش در نیامده؛ ارائه نشده یا قابل مشاهده نیست.
adv. نمایش داده نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

undisplayed potential

پتانسیل نمایان نشده

undisplayed image

تصویر نمایان نشده

undisplayed results

نتایج نمایان نشده

undisplayed message

پیام نمایان نشده

undisplayed status

وضعیت نمایان نشده

undisplayed content

محتوای نمایان نشده

undisplayed ad

تبلیغ نمایان نشده

undisplayed items

موارد نمایان نشده

undisplayed version

نسخه نمایان نشده

جملات نمونه

the undisplayed results were surprisingly accurate.

نتایج پنهان به طرز شگفت انگیزی دقیق بودند.

we kept the undisplayed data secure on the server.

ما داده‌های پنهان را به صورت امن روی سرور نگه داشتیم.

the undisplayed options were available after clicking 'more'.

گزینه‌های پنهان پس از کلیک کردن روی 'بیشتر' در دسترس بودند.

he preferred to keep his feelings undisplayed.

او ترجیح می داد احساسات خود را پنهان کند.

the undisplayed advertisement appeared only after scrolling.

تبلیغ پنهان فقط بعد از اسکرول ظاهر می شد.

the undisplayed information was crucial to the investigation.

اطلاعات پنهان برای تحقیقات بسیار مهم بود.

she maintained an undisplayed demeanor throughout the meeting.

او در طول جلسه رفتاری پنهان داشت.

the undisplayed features are unlocked with the premium version.

ویژگی‌های پنهان با نسخه پولی باز می‌شوند.

the undisplayed content is only visible to registered users.

محتوای پنهان فقط برای کاربران ثبت نام شده قابل مشاهده است.

he gave an undisplayed nod of agreement.

او سر تکیله ای پنهان موافقت کرد.

the undisplayed error message was difficult to find.

پیام خطای پنهان یافتن آن دشوار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید