unsightly

[ایالات متحده]/ʌn'saɪtlɪ/
[بریتانیا]/ʌn'saɪtli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناخوشایند برای چشم؛ زشت

جملات نمونه

an unsightly rubbish tip.

یک محل دفع زباله غیرجذاب

an unsightly billboard. beautiful

یک بیلبورد زننده. زیبا

His skin was covered with unsightly blotches.

پوست او با لکه‌های زننده پوشیده شده بود.

paint peeling off the walls in unsightly flakes.

رنگ دیوارها به صورت نامناسب و لایه لایه پوست می کند.

Unsightly moles can be removed surgically.

زخم‌های ناخوشایند را می‌توان به طور جراحی برداشت.

an ointment that branded her with unsightly violet-coloured splotches.

یک کرم که پوست او را با لکه‌های بنفش ناخوشایند علامت‌گذاری می‌کرد.

My family never see her,folksay said well that unsightly wife is meet by husband's parents after all,let alone she is beautiful girl.

خانواده من او را نمی بینند، مردم می گویند که آن زننده زن در نهایت با والدین شوهر ملاقات می کند، چه رسد به اینکه او یک دختر زیباست.

Externally applied, this safe, non-irritating and effective cleanser and beautifier removes unsightly stains and inhibits dark staining production.

هنگامی که به صورت خارجی استفاده شود، این پاک‌کننده و آرایش‌کننده ایمن، غیر تحریک‌کننده و موثر، لکه‌های ناخوشایند را از بین می‌برد و از تولید لکه‌های تیره جلوگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید