unsmoked bacon
بیکن دود نکرده
unsmoked fish
ماهی دود نکرده
unsmoked cheese
پنیر دود نکرده
unsmoked sausage
سوسیس دود نکرده
unsmoked ham
هَم دود نکرده
unsmoked turkey
گوشت غاز دود نکرده
unsmoked salmon
قزلآلا دود نکرده
unsmoked tofu
توفوی دود نکرده
unsmoked meat
گوشت دود نکرده
unsmoked paprika
پاپریکای دود نکرده
she prefers unsmoked bacon for breakfast.
او ترجیح میدهد گوشت بیکن بدون دود را برای صبحانه بخورد.
unsmoked cheese has a milder flavor.
پنیر بدون دود طعم ملایمتری دارد.
he bought unsmoked salmon for the salad.
او ماهی سالمون بدون دود برای سالاد خرید.
unsmoked meats are often healthier options.
گوشتهای بدون دود اغلب انتخابهای سالمتری هستند.
they serve unsmoked fish at the restaurant.
آنها ماهی بدون دود را در رستوران سرو میکنند.
unsmoked sausage can be used in many dishes.
میتوان سوسیس بدون دود را در بسیاری از غذاها استفاده کرد.
she enjoys unsmoked turkey during the holidays.
او از گوشوی جرکی بدون دود در تعطیلات لذت میبرد.
unsmoked ham is perfect for sandwiches.
گوشت هام بدون دود برای ساندویچ عالی است.
he prefers unsmoked varieties of his favorite meats.
او ترجیح میدهد انواع گوشتهای مورد علاقه خود را بدون دود بخورد.
cooking with unsmoked paprika adds a different taste.
پختن با پاپريكا بدون دود طعم متفاوتی به آن میدهد.
unsmoked bacon
بیکن دود نکرده
unsmoked fish
ماهی دود نکرده
unsmoked cheese
پنیر دود نکرده
unsmoked sausage
سوسیس دود نکرده
unsmoked ham
هَم دود نکرده
unsmoked turkey
گوشت غاز دود نکرده
unsmoked salmon
قزلآلا دود نکرده
unsmoked tofu
توفوی دود نکرده
unsmoked meat
گوشت دود نکرده
unsmoked paprika
پاپریکای دود نکرده
she prefers unsmoked bacon for breakfast.
او ترجیح میدهد گوشت بیکن بدون دود را برای صبحانه بخورد.
unsmoked cheese has a milder flavor.
پنیر بدون دود طعم ملایمتری دارد.
he bought unsmoked salmon for the salad.
او ماهی سالمون بدون دود برای سالاد خرید.
unsmoked meats are often healthier options.
گوشتهای بدون دود اغلب انتخابهای سالمتری هستند.
they serve unsmoked fish at the restaurant.
آنها ماهی بدون دود را در رستوران سرو میکنند.
unsmoked sausage can be used in many dishes.
میتوان سوسیس بدون دود را در بسیاری از غذاها استفاده کرد.
she enjoys unsmoked turkey during the holidays.
او از گوشوی جرکی بدون دود در تعطیلات لذت میبرد.
unsmoked ham is perfect for sandwiches.
گوشت هام بدون دود برای ساندویچ عالی است.
he prefers unsmoked varieties of his favorite meats.
او ترجیح میدهد انواع گوشتهای مورد علاقه خود را بدون دود بخورد.
cooking with unsmoked paprika adds a different taste.
پختن با پاپريكا بدون دود طعم متفاوتی به آن میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید