unsmoked

[ایالات متحده]/ʌnˈsməʊkt/
[بریتانیا]/ʌnˈsmoʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمستعد به سیگار کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

unsmoked bacon

بیکن دود نکرده‌

unsmoked fish

ماهی دود نکرده‌

unsmoked cheese

پنیر دود نکرده‌

unsmoked sausage

سوسیس دود نکرده‌

unsmoked ham

هَم دود نکرده‌

unsmoked turkey

گوشت غاز دود نکرده‌

unsmoked salmon

قزل‌آلا دود نکرده‌

unsmoked tofu

توفوی دود نکرده‌

unsmoked meat

گوشت دود نکرده‌

unsmoked paprika

پاپریکای دود نکرده‌

جملات نمونه

she prefers unsmoked bacon for breakfast.

او ترجیح می‌دهد گوشت بیکن بدون دود را برای صبحانه بخورد.

unsmoked cheese has a milder flavor.

پنیر بدون دود طعم ملایمتری دارد.

he bought unsmoked salmon for the salad.

او ماهی سالمون بدون دود برای سالاد خرید.

unsmoked meats are often healthier options.

گوشت‌های بدون دود اغلب انتخاب‌های سالم‌تری هستند.

they serve unsmoked fish at the restaurant.

آنها ماهی بدون دود را در رستوران سرو می‌کنند.

unsmoked sausage can be used in many dishes.

می‌توان سوسیس بدون دود را در بسیاری از غذاها استفاده کرد.

she enjoys unsmoked turkey during the holidays.

او از گوشوی جرکی بدون دود در تعطیلات لذت می‌برد.

unsmoked ham is perfect for sandwiches.

گوشت هام بدون دود برای ساندویچ عالی است.

he prefers unsmoked varieties of his favorite meats.

او ترجیح می‌دهد انواع گوشت‌های مورد علاقه خود را بدون دود بخورد.

cooking with unsmoked paprika adds a different taste.

پختن با پاپريكا بدون دود طعم متفاوتی به آن می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید