unlit

[ایالات متحده]/ʌn'lɪt/
[بریتانیا]/ˌʌn'lɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. روشن نشده; فاقد نور; غیر روشن.

عبارات و ترکیب‌ها

an unlit candle

یک شمع خاموش

جملات نمونه

The unlit candle flickered in the dark room.

شمع خاموش در تاریکی اتاق سوسو می‌زد.

She stumbled in the unlit hallway, searching for the light switch.

او در راهروی تاریک سرگردان بود و به دنبال کلید نور می‌گشت.

The unlit street was eerily quiet at night.

خیابان تاریک شب‌ها به طرز وهم‌آوری ساکت بود.

He sat in the unlit corner, lost in thought.

او در گوشه تاریک نشسته بود و در افکار غرق شده بود.

The unlit fireplace made the room feel cold and unwelcoming.

شومینه خاموش باعث می‌شد اتاق سرد و غریبی به نظر برسد.

She found herself in an unlit alley, unsure of which way to go.

او خود را در یک کوچه تاریک یافت و نمی‌دانست کدام راه را برود.

The unlit lantern cast eerie shadows on the wall.

چراغ قوه خاموش سایه‌های وهم‌آوری روی دیوار می‌انداخت.

He fumbled in the unlit room, trying to find his way around.

او در تاریکی اتاق دست و پا می‌زد و سعی می‌کرد راه خود را پیدا کند.

The unlit stage was a blank canvas waiting for the performers.

صحنه تاریک یک بوم خالی بود که منتظر اجراگران بود.

She held the unlit matchstick between her fingers, hesitant to strike it.

او فندک خاموش را بین انگشتانش نگه داشت و مردد بود که آن را روشن کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید