unstated

[ایالات متحده]/ʌn'steitid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به وضوح بیان نشده؛ به طور خاص اعلام نشده.

جملات نمونه

a series of unstated assumptions.

مجموعه‌ای از مفروضات بیان‌نشده

The contract contained many unstated terms.

قرارداد حاوی بسیاری از شرایط بیان‌نشده بود.

She could sense the unstated tension in the room.

او می‌توانست تنش بیان‌نشده را در اتاق حس کند.

His unstated goal was to climb Mount Everest.

هدف بیان‌نشده او صعود به کوه اورست بود.

There was an unstated agreement between them.

بین آنها یک توافق ضمنی وجود داشت.

The unstated assumption was that he would pay for the meal.

فرض ضمنی این بود که او هزینه غذا را پرداخت خواهد کرد.

She made an unstated promise to help him with his project.

او قول ضمنی به کمک به او در پروژه اش داد.

The unstated rule was to always clean up after yourself.

قاعده ضمنی این بود که همیشه بعد از خودتان نظافت کنید.

He had an unstated desire to travel the world.

او آرزوی ضمنی سفر در سراسر جهان داشت.

The unstated reason for his resignation became clear later.

دلیل ضمنی استعفای او بعداً آشکار شد.

She felt an unstated connection with the old house.

او ارتباط ضمنی با خانه قدیمی احساس کرد.

نمونه‌های واقعی

Warrants are the unstated but necessary connections between a claim and its grounds.

بدهی‌ها ارتباطاتی هستند که به طور آشکار بیان نمی‌شوند اما برای ارتباط یک ادعا با مبانی آن ضروری هستند.

منبع: Crash Course Writing Series

But alongside the obvious motives—sun, sea, sand and study—is another unstated one: spiriting money out of the country.

اما در کنار انگیزه‌های آشکار - خورشید، دریا، ماسه‌ها و تحصیل - یک انگیزه بیان نشده دیگر وجود دارد: انتقال پول از کشور.

منبع: Economist Finance and economics

" I do think there's still some way to go... there's still going to be sort of the unstated expectation for new dads to essentially come right back to work, but I think the research is showing that's starting to change."

من فکر می‌کنم هنوز راه زیادی در پیش است... هنوز هم انتظار بیان نشده‌ای وجود خواهد داشت که پدران جدید باید بلافاصله به سر کار بازگردند، اما به نظر می‌رسد تحقیقات نشان می‌دهد که این موضوع در حال تغییر است.

منبع: The Guardian Reading Selection

And she told me that the stated income was for the calendar year starting on January 1, while the unstated income was for the fiscal year starting on August 1. And I was like great—that solves that.

و او به من گفت که درآمد اعلام شده مربوط به سال تقویمی از 1 ژانویه است، در حالی که درآمد بیان نشده مربوط به سال مالی از 1 آگوست است. و من گفتم عالی است - این آن را حل می کند.

منبع: Radio Laboratory

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید