unstuffed animal
حیوان بدون پر
unstuffed toy
اسباببازی بدون پر
unstuffed pillow
بالش بدون پر
unstuffed burrito
بوریتو بدون مواد پر شده
unstuffed cabbage
کلم بدون مواد پر شده
unstuffed pepper
فلفل بدون مواد پر شده
unstuffed pasta
پاستا بدون مواد پر شده
unstuffed pastry
شیرینی بدون مواد پر شده
unstuffed doll
عروسک بدون پر
unstuffed animal toy
اسباببازی حیوان بدون پر
the pillow was completely unstuffed after the dog played with it.
بالش پس از اینکه سگ با آن بازی کرد، کاملاً خالی شده بود.
she decided to leave the teddy bear unstuffed for a softer feel.
او تصمیم گرفت خرس عرکسی را بدون پر باقی بگذارد تا حس نرمتری داشته باشد.
the unstuffed toy was easier to wash and dry.
اسباببازی خالی از پر، شستشو و خشک کردن آن آسانتر بود.
he prefers his cushions unstuffed for a more relaxed seating experience.
او ترجیح میدهد بالشهایش را بدون پر نگه دارد تا تجربهی نشستن آرامتری داشته باشد.
the unstuffed pastry allowed for a lighter dessert option.
شیرینی بدون پر، گزینهی دسر سبکتری را فراهم میکرد.
after the surgery, the doctor found the unstuffed area needed more attention.
پس از جراحی، پزشک متوجه شد ناحیهی خالی از پر نیاز به توجه بیشتری دارد.
the artist used unstuffed fabric to create a unique texture in her work.
هنرمند از پارچهی خالی از پر برای ایجاد یک بافت منحصربهفرد در اثر هنری خود استفاده کرد.
they chose to keep the sofa unstuffed for a vintage look.
آنها تصمیم گرفتند مبل را بدون پر نگه دارند تا ظاهری قدیمی داشته باشد.
the unstuffed burrito was a healthier option for lunch.
بوریتوی خالی از پر، گزینهی سالمتری برای ناهار بود.
her unstuffed backpack made it easier to carry around.
کوله پشتی خالی از پر او، حمل و نقل آن را آسانتر میکرد.
unstuffed animal
حیوان بدون پر
unstuffed toy
اسباببازی بدون پر
unstuffed pillow
بالش بدون پر
unstuffed burrito
بوریتو بدون مواد پر شده
unstuffed cabbage
کلم بدون مواد پر شده
unstuffed pepper
فلفل بدون مواد پر شده
unstuffed pasta
پاستا بدون مواد پر شده
unstuffed pastry
شیرینی بدون مواد پر شده
unstuffed doll
عروسک بدون پر
unstuffed animal toy
اسباببازی حیوان بدون پر
the pillow was completely unstuffed after the dog played with it.
بالش پس از اینکه سگ با آن بازی کرد، کاملاً خالی شده بود.
she decided to leave the teddy bear unstuffed for a softer feel.
او تصمیم گرفت خرس عرکسی را بدون پر باقی بگذارد تا حس نرمتری داشته باشد.
the unstuffed toy was easier to wash and dry.
اسباببازی خالی از پر، شستشو و خشک کردن آن آسانتر بود.
he prefers his cushions unstuffed for a more relaxed seating experience.
او ترجیح میدهد بالشهایش را بدون پر نگه دارد تا تجربهی نشستن آرامتری داشته باشد.
the unstuffed pastry allowed for a lighter dessert option.
شیرینی بدون پر، گزینهی دسر سبکتری را فراهم میکرد.
after the surgery, the doctor found the unstuffed area needed more attention.
پس از جراحی، پزشک متوجه شد ناحیهی خالی از پر نیاز به توجه بیشتری دارد.
the artist used unstuffed fabric to create a unique texture in her work.
هنرمند از پارچهی خالی از پر برای ایجاد یک بافت منحصربهفرد در اثر هنری خود استفاده کرد.
they chose to keep the sofa unstuffed for a vintage look.
آنها تصمیم گرفتند مبل را بدون پر نگه دارند تا ظاهری قدیمی داشته باشد.
the unstuffed burrito was a healthier option for lunch.
بوریتوی خالی از پر، گزینهی سالمتری برای ناهار بود.
her unstuffed backpack made it easier to carry around.
کوله پشتی خالی از پر او، حمل و نقل آن را آسانتر میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید