deflated

[ایالات متحده]/di'fleitid/
[بریتانیا]/dɪˈfletɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس شکست یا ناامیدی
v. هوا را از ... خارج کردن؛ باعث از دست دادن اعتماد به نفس یا اشتیاق شدن
Word Forms
زمان گذشتهdeflated

جملات نمونه

he deflated one of the tyres.

او یکی از لاستیک‌ها را تخلیه کرد.

The balloon deflated slowly.

بادکنک به آرامی خالی شد.

He was deflated by the news.

او با این خبر ناامید شد.

Her rebuff thoroughly deflated him.

رد او او را کاملاً ناامید کرد.

Losing the contest deflated my ego.

شکست در مسابقه باعث شد اعتماد به نفسم کم شود.

I was quite deflated by her lack of interest in my suggestions.

من به دلیل عدم علاقه او به پیشنهاداتم بسیار ناامید شدم.

نمونه‌های واقعی

The ruling was not about whether he deflated the footballs or knew about it.

تصمیم درباره این نبود که آیا او توپ‌ها را پنچر کرده یا از آن اطلاع داشته است.

منبع: CNN Selected Highlights September 2015 Collection

Her disposition is normally content, as opposed to inflated or deflated.

طبع او معمولاً راضی است، بر خلاف متکبر یا پنچر.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

" Once James had deflated his head a bit, " said Sirius.

وقتی جیمز کمی سرش را پنچر کرد، سروریوس گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Deflation is something we don't want to see.

پنچر شدن چیزی نیست که بخواهیم ببینیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

What's the interpretation? -- Terrible. I just failed. You feel deflated. Enervated.

تفسیر چیست؟ - وحشتناک. من شکست خوردم. شما احساس پنچر شدن و کم‌حوصلگی می‌کنید.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

It's risen. It's deflated a little bit since I dropped it.

بالا رفته است. کمی از زمانی که آن را انداختم پنچر شده است.

منبع: Gourmet Base

As Italian fans and players celebrated, English dreams were left shattered and deflated.

همانطور که هواداران و بازیکنان ایتالیایی جشن گرفتند، رویاهای انگلیسی خرد و پنچر رها شدند.

منبع: BBC Listening December 2016 Collection

He showed me this deflated rustic-looking basketball in the corner of his desk.

او این توپ بسکتبال روستیک پنچر را در گوشه میزش به من نشان داد.

منبع: NBA Star Speech Collection

The longer camels go without food, the more their humps will deflate and droop.

هرچه شترها بیشتر بدون غذا بمانند، سرعت بیشتری در پنچر شدن و آویزان شدن غلتک‌هایشان وجود خواهد داشت.

منبع: Encyclopædia Britannica

That would be something called deflation, when prices fall, sounds great, right?

این چیزی به نام تورم خواهد بود، زمانی که قیمت‌ها کاهش می‌یابد، عالی به نظر می‌رسد، درست است؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید