unsuited

[ایالات متحده]/ʌn'suːtɪd/
[بریتانیا]/ʌn'sʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامناسب؛ مناسب نیست

جملات نمونه

This tool is unsuited for such use.

این ابزار برای چنین استفاده ای مناسب نیست.

He is unsuited for that position.

او برای آن موقعیت مناسب نیست.

he was totally unsuited for the job.

او کاملاً برای آن شغل مناسب نبود.

She is fundamentally unsuited to office work.

او اساساً برای انجام کار اداری مناسب نیست.

she was unsuited to anything where she had to organize herself.

او برای هر کاری که نیاز به سازماندهی داشت مناسب نبود.

Superglue proved completely unsuited to the task, as it stuck to everything it came into contact with.

چسب سوپرگلویو کاملاً نامناسب با این کار ثابت شد، زیرا به همه چیز چسبید که با آن تماس داشت.

نمونه‌های واقعی

It was a sentence that was unsuited for a woman's use.

این جمله برای استفاده یک زن مناسب نبود.

منبع: A room of one's own.

" It is unsuited to my years and doesn't cure my boredom" .

«این برای سال‌های من مناسب نیست و از بی‌حوصلگی من نمی‌کاهد.»

منبع: Cliff (Part 1)

You're unsuited for the rage of war.

شما برای خشم جنگ مناسب نیستید.

منبع: Mulan 1

Studies find that plenty of confident egomaniacs, unsuited to the subtleties of management, get a leg-up for being, well, confident egomaniacs.

مطالعات نشان می‌دهند که بسیاری از خودشیفته‌های با اعتماد به نفس که برای ظرافت‌های مدیریت مناسب نیستند، به دلیل اعتماد به نفس خود، یک قدم جلوتر هستند.

منبع: The Economist (Summary)

Eloquent lips are unsuited to a godless fool— how much worse lying lips to a ruler!

لب‌های فصیح برای یک دیوساله مناسب نیستند - چه بسا لب‌های دروغگو برای یک حاکم!

منبع: 20 Proverbs Soundtrack Bible Theater Version - NIV

As he was so communicative, I felt that reserve on my part would be a bad return unsuited to our years.

از آنجایی که او بسیار مشتاق بود، احساس کردم که حفظ فاصله از سوی من بازدهی بدی خواهد بود که برای سال‌های ما مناسب نیست.

منبع: Great Expectations (Original Version)

Many blind people are unsuited by personality to work with dogs, as only a tenth of the blind people find guide dogs helpful.

بسیاری از افراد نابینا به دلیل شخصیت خود برای کار با سگ‌ها مناسب نیستند، زیرا تنها یک دهم افراد نابینا سگ‌های راهنما را مفید می‌دانند.

منبع: English Level Four Listening Weekly Plan

I do find it very hard these days to see how many men are forced to take employment for which they are quite unsuited.

امروزه برایم بسیار سخت است که ببینم چه تعداد از مردان مجبور به پذیرش شغلی می‌شوند که اصلاً برای آن مناسب نیستند.

منبع: Downton Abbey Season 4

This specialization makes DNA from non-sex cells particularly unsuited for cloning purposes because those tags and tangles make it hard for the clone zygote to divide.

این تخصص باعث می‌شود DNA از سلول‌های غیرجنسی به طور خاص برای اهداف کلونینگ مناسب نباشد، زیرا آن برچسب‌ها و گره‌ها تقسیم زیگوت کلون را دشوار می‌کند.

منبع: "Minute Earth" Fun Science Popularization

If by any chance it did happen to be unsuited, the editor's letter would, no doubt, give him an idea of what changes should be made.

اگر به هر طریقی اتفاق بیفتد که مناسب نباشد، نامه ویراستار بدون شک به او ایده می‌دهد که چه تغییراتی باید ایجاد شود.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید