unsuppressed

[ایالات متحده]/ʌn.səˈprɛst/
[بریتانیا]/ʌn.səˈprɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر محدود یا کنترل نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unsuppressed emotions

احساسات سرکوب‌نشده

unsuppressed laughter

خنده سرکوب‌نشده

unsuppressed anger

خشم سرکوب‌نشده

unsuppressed joy

شادی سرکوب‌نشده

unsuppressed creativity

خلاقیت سرکوب‌نشده

unsuppressed desire

تمایل سرکوب‌نشده

unsuppressed thoughts

افکار سرکوب‌نشده

unsuppressed feelings

احساسات سرکوب‌نشده

unsuppressed passion

شور و اشتیاق سرکوب‌نشده

unsuppressed energy

انرژی سرکوب‌نشده

جملات نمونه

her unsuppressed joy was contagious to everyone around her.

شادی مهارنشده او برای همه اطرافیان مسری بود.

he expressed his unsuppressed anger during the meeting.

او خشم مهارنشده خود را در طول جلسه ابراز کرد.

the unsuppressed laughter filled the entire room.

خنده های مهارنشده کل اتاق را پر کرد.

she had an unsuppressed desire to travel the world.

او میل مهارنشده ای برای سفر در سراسر جهان داشت.

his unsuppressed enthusiasm inspired the whole team.

اشتیاق مهارنشده او الهام بخش کل تیم شد.

the artist's unsuppressed creativity led to a stunning masterpiece.

خلاقیت مهارنشده هنرمند منجر به خلق یک شاهکار خیره کننده شد.

she spoke with an unsuppressed passion for her work.

او با شور و اشتیاق مهارنشده برای کارش صحبت کرد.

the unsuppressed criticism from the audience was hard to ignore.

انتقادات مهارنشده از سوی مخاطبان سخت بود که نادیده گرفته شود.

his unsuppressed emotions were evident in his speech.

احساسات مهارنشده او در سخنانش آشکار بود.

the unsuppressed excitement of the children was delightful.

هیجان مهارنشده کودکان دلپذیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید