unsuspected

[ایالات متحده]/ʌnsə'spektɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnsəˈspɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشکوک نیست، بدون مظنونیت

جملات نمونه

the actor displays an unsuspected talent for comedy.

بازیگر استعداد غیرمنتظره‌ای در زمینه کمدی نشان می‌دهد.

The thief made off with the unsuspected jewels.

سارق با جواهرات غیرمنتظره فرار کرد.

She had an unsuspected talent for painting.

او استعداد غیرمنتظره‌ای در نقاشی داشت.

The virus spread through the unsuspected carriers.

ویروس از طریق حاملان غیرمنتظره منتشر شد.

The treasure was hidden in an unsuspected location.

گنج در مکانی غیرمنتظره پنهان شده بود.

The company faced an unsuspected financial crisis.

شرکت با بحران مالی غیرمنتظره روبرو شد.

The unsuspected truth came to light during the investigation.

حقیقت غیرمنتظره در طول تحقیقات آشکار شد.

The unsuspected guest arrived at the party unannounced.

مهمان غیرمنتظره بدون اعلام حضور در مهمانی رسید.

Her unsuspected kindness touched everyone around her.

مهربانی غیرمنتظره او همه اطرافیان را تحت تاثیر قرار داد.

The unsuspected betrayal left him heartbroken.

خیانت غیرمنتظره او را دلشکسته کرد.

The unsuspected twist in the plot surprised the audience.

پیچش غیرمنتظره در داستان مخاطبان را شگفت زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید