unforeseen circumstances
شرایط پیش بینی نشده
This was an unforeseen complication.
این یک عارضه پیشبینینشده بود.
This was a sudden and unforeseen blow.
این ضربه ناگهانی و غیرمنتظره بود.
an unforeseen concourse of circumstances
همنشینی غیرمنتظره شرایط
They stood aghast at this unforeseen disaster.
آنها در برابر این فاجعه غیرمنتظره به شدت شوکه شدند.
He made no provision against the unforeseen expenses.
او برای هزینههای پیشبینی نشده برنامهریزی نکرد.
vital energies impel him in unforeseen directions.
انرژیهای حیاتی او را در جهات غیرمنتظره سوق میدهند.
Overcrowded prisons are an impediment to the rehabilitation of criminals. Asnag is an unforeseen or hidden, often transitory obstacle:
حبسهای بیش از حد باعث مانع بزرگی برای توانایی بازگشت مجرمان به زندگی عادی میشوند. به عنوان مثال، یک مانع غیرمنتظره یا پنهان، اغلب گذرا:
unforeseen circumstances
شرایط پیش بینی نشده
This was an unforeseen complication.
این یک عارضه پیشبینینشده بود.
This was a sudden and unforeseen blow.
این ضربه ناگهانی و غیرمنتظره بود.
an unforeseen concourse of circumstances
همنشینی غیرمنتظره شرایط
They stood aghast at this unforeseen disaster.
آنها در برابر این فاجعه غیرمنتظره به شدت شوکه شدند.
He made no provision against the unforeseen expenses.
او برای هزینههای پیشبینی نشده برنامهریزی نکرد.
vital energies impel him in unforeseen directions.
انرژیهای حیاتی او را در جهات غیرمنتظره سوق میدهند.
Overcrowded prisons are an impediment to the rehabilitation of criminals. Asnag is an unforeseen or hidden, often transitory obstacle:
حبسهای بیش از حد باعث مانع بزرگی برای توانایی بازگشت مجرمان به زندگی عادی میشوند. به عنوان مثال، یک مانع غیرمنتظره یا پنهان، اغلب گذرا:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید