unsuspecting

[ایالات متحده]/ˌʌnsəˈspektɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌnsəˈspektɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مشکوک، بدون شک، قابل اعتماد
adv. بدون شک، بدون تردید، با اعتماد

جملات نمونه

Don’t be an unsuspecting elder.

به یک پیرمرد غفلت‌زده تبدیل نشوید.

the kestrel is ready to pounce on unsuspecting prey.

وکلا ( kestrels) آماده اند تا به طور ناگهانی بر روی طعمه های غافلکی حمله کنند.

Muggers lay for the unsuspecting pedestrian in the dark alley.

مقتدران در کوچه تاریک برای عابر پیاده غافلانه کمین کردند.

ensnaring an unsuspecting dupe with fast talk;

به دام انداختن یک فرد ساده لوح ناآگاه با صحبت های سریع;

Numerous pitfalls await unsuspecting investors.

دام‌های متعددی سرمایه‌گذاران ناآگاه را منتظر می‌سازد.

anti-personnel mines lie in wait for their unsuspecting victims.

معدن ضد پرسنل در کمین قربانیان ناآگاه منتظرند.

I think she palmed off the stolen necklace on some unsuspecting old lady.

فکر می‌کنم او گردنبند دزدیده شده را به یک خانم پیر ناآگاه فروخت.

some businesses bilk thousands of dollars from unsuspecting elderly consumers.

برخی از مشاغل هزاران دلار از مصرف‌کنندگان مسن ناآگاه کلاهبرداری می‌کنند.

he had unloaded his depreciating stock on his unsuspecting wife.

او سهام در حال کاهش خود را به همسر ناآگاهش تخلیه کرده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید