vigilant

[ایالات متحده]/ˈvɪdʒɪlənt/
[بریتانیا]/ˈvɪdʒɪlənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هوشیار; بیدار; آگاه.

جملات نمونه

the burglar was spotted by vigilant neighbours.

سارق توسط همسایگان هوشیار دیده شد.

the vigilantes felt he did not conformto their definition of Americanism.

گروه‌های خودسر احساس کردند که او با تعریف آن‌ها از آمریکایی‌گرایی مطابقت ندارد.

He has to learn how to remain vigilant through these long nights.

او باید یاد بگیرد که در طول این شب‌های طولانی هوشیار بماند.

keeping a vigilant eye on every building where a fire might start.

حفظ یک چشم هوشیار بر روی هر ساختمانی که آتش سوزی ممکن است شروع شود.

It is important to stay vigilant while walking alone at night.

در حالی که شب‌ها به تنهایی قدم می‌زنید، مهم است که هوشیار بمانید.

The security guards are always vigilant in monitoring the premises.

نگهبانان امنیتی همیشه در نظارت بر محوطه هوشیار هستند.

Drivers need to be vigilant of pedestrians crossing the street.

رانندگان باید نسبت به عابران پیاده که از خیابان عبور می‌کنند، هوشیار باشند.

The police officers remained vigilant during the protest to ensure public safety.

در طول اعتراض، افسران پلیس برای حفظ امنیت عمومی هوشیار ماندند.

Parents should be vigilant about their children's online activities.

والدین باید در مورد فعالیت‌های آنلاین فرزندان خود هوشیار باشند.

The soldiers were vigilant as they patrolled the border.

سربازان در حالی که مرز را گشت‌گذاری می‌کردند، هوشیار بودند.

The cybersecurity team is always vigilant against potential cyber attacks.

تیم امنیت سایبری همیشه در برابر حملات سایبری احتمالی هوشیار است.

Passengers are reminded to remain vigilant of their belongings in crowded areas.

به مسافران یادآوری می‌شود که در مناطق شلوغ نسبت به وسایل خود هوشیار باشند.

The vigilant neighbor noticed a suspicious person lurking around the house.

همسایه هوشیار متوجه فرد مشکوکی که در اطراف خانه پرسه می‌زد، شد.

The company implemented new security measures to ensure employees are vigilant against potential threats.

شرکت اقدامات امنیتی جدیدی را برای اطمینان از هوشیاری کارکنان در برابر تهدیدات احتمالی اجرا کرد.

نمونه‌های واقعی

So we have to stay vigilant.

باید هوشیار بمانیم.

منبع: Our Day This Season 1

By keeping your mind vigilant and willing to be uncomfortable.

با حفظ ذهن هوشیار و تمایل به ناراحتی.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

NATO said it remained vigilant. BBC news.

ناتو گفت که هوشیار باقی ماند. اخبار بی بی سی.

منبع: BBC Listening Compilation March 2023

And he says Hawaiians should remain vigilant.

و او می گوید که هاوایی ها باید هوشیار بمانند.

منبع: NPR News August 2014 Compilation

" We urge the magician population to remain vigilant."

" ما از جمعیت جادوگران می خواهیم که هوشیار بمانند."

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Vigilant central banks probably helped keep investors from growing skittish.

احتمالاً بانک‌های مرکزی هوشیار از رشد ترس در سرمایه‌گذاران جلوگیری کردند.

منبع: The Economist (Summary)

Being afraid means you're extra aware and extra vigilant.

ترسیدن به این معنی است که شما بیشتر هوشیار و بیشتر هوشیار هستید.

منبع: One Hundred Thousand Whys

So that people could watch their kids and be vigilant.

تا مردم بتوانند مراقب فرزندان خود باشند و هوشیار باشند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Her asthma never impeded her. Laura was vigilant about carrying inhalers.

آسمش هرگز مانع او نشد. لورا در مورد حمل اسپری‌های تنفسی هوشیار بود.

منبع: Reader's Digest Anthology

He must be vigilant, ever alert to the sound he dreads.

او باید هوشیار باشد، همیشه مراقب صدایی که از آن می ترسد.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید