untabbing tabs
حذف تبها
untabbing a tab
حذف یک تب
untabbing documents
حذف تبهای اسناد
untabbing now
حذف تبها در حال حاضر
the assistant finished untabbing the table before exporting it to csv.
کمکگر پس از اتمام حذف فاصلههای افقی جدول، آن را به فرمت csv صادر کرد.
we recommend untabbing the spreadsheet to avoid misaligned columns in emails.
ما توصیه میکنیم فاصلههای افقی جدول را حذف کنید تا از جابهجایی ستونها در ایمیلها جلوگیری شود.
he kept untabbing the report until every section lined up neatly.
او فاصلههای افقی گزارش را حذف کرد تا هر بخش به طور مرتب در کنار هم قرار گیرد.
after untabbing the log file, she ran a quick search for errors.
پس از حذف فاصلههای افقی فایل لاگ، او به سرعت جستجوی خطاها را انجام داد.
the editor suggested untabbing the manuscript to match the house style.
ویراستار پیشنهاد داد تا فاصلههای افقی متن را حذف کنید تا با سبک خانه مطابقت داشته باشد.
i spent the morning untabbing the dataset for a cleaner import.
من صبح را صرف حذف فاصلههای افقی مجموعه دادهها کردم تا وارد کردن تمیزتری داشته باشیم.
they started untabbing the code block to meet the linter rules.
آنها شروع به حذف فاصلههای افقی بلوک کد کردند تا قوانین لاینتر را رعایت کنند.
before publishing, the team insisted on untabbing the release notes.
قبل از انتشار، تیم بر حذف فاصلههای افقی یادداشتهای انتشار اصرار داشت.
untabbing the copied text made the layout consistent across documents.
حذف فاصلههای افقی متن کپی شده باعث یکپارچگی طرح در سراسر اسناد شد.
the intern practiced untabbing long lists to improve readability.
کارآموز تمرین حذف فاصلههای افقی لیستهای طولانی را برای بهبود خوانایی انجام داد.
we solved the formatting issue by untabbing the pasted content.
ما مشکل فرمتبندی را با حذف فاصلههای افقی محتوای کپی شده حل کردیم.
she automated untabbing the daily reports with a simple script.
او با یک اسکریپت ساده فرآیند حذف فاصلههای افقی گزارشهای روزانه را خودکار کرد.
untabbing tabs
حذف تبها
untabbing a tab
حذف یک تب
untabbing documents
حذف تبهای اسناد
untabbing now
حذف تبها در حال حاضر
the assistant finished untabbing the table before exporting it to csv.
کمکگر پس از اتمام حذف فاصلههای افقی جدول، آن را به فرمت csv صادر کرد.
we recommend untabbing the spreadsheet to avoid misaligned columns in emails.
ما توصیه میکنیم فاصلههای افقی جدول را حذف کنید تا از جابهجایی ستونها در ایمیلها جلوگیری شود.
he kept untabbing the report until every section lined up neatly.
او فاصلههای افقی گزارش را حذف کرد تا هر بخش به طور مرتب در کنار هم قرار گیرد.
after untabbing the log file, she ran a quick search for errors.
پس از حذف فاصلههای افقی فایل لاگ، او به سرعت جستجوی خطاها را انجام داد.
the editor suggested untabbing the manuscript to match the house style.
ویراستار پیشنهاد داد تا فاصلههای افقی متن را حذف کنید تا با سبک خانه مطابقت داشته باشد.
i spent the morning untabbing the dataset for a cleaner import.
من صبح را صرف حذف فاصلههای افقی مجموعه دادهها کردم تا وارد کردن تمیزتری داشته باشیم.
they started untabbing the code block to meet the linter rules.
آنها شروع به حذف فاصلههای افقی بلوک کد کردند تا قوانین لاینتر را رعایت کنند.
before publishing, the team insisted on untabbing the release notes.
قبل از انتشار، تیم بر حذف فاصلههای افقی یادداشتهای انتشار اصرار داشت.
untabbing the copied text made the layout consistent across documents.
حذف فاصلههای افقی متن کپی شده باعث یکپارچگی طرح در سراسر اسناد شد.
the intern practiced untabbing long lists to improve readability.
کارآموز تمرین حذف فاصلههای افقی لیستهای طولانی را برای بهبود خوانایی انجام داد.
we solved the formatting issue by untabbing the pasted content.
ما مشکل فرمتبندی را با حذف فاصلههای افقی محتوای کپی شده حل کردیم.
she automated untabbing the daily reports with a simple script.
او با یک اسکریپت ساده فرآیند حذف فاصلههای افقی گزارشهای روزانه را خودکار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید