unties

[ایالات متحده]/ʌnˈtaɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈtaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد کردن یا رها کردن چیزی که بسته شده است؛ رها کردن یا آزاد کردن؛ حل کردن یا تعیین تکلیف یک مشکل

عبارات و ترکیب‌ها

unties the knot

باز می‌کند گره را

unties the rope

باز می‌کند طناب را

unties the bond

باز می‌کند پیوند را

unties the chain

باز می‌کند زنجیر را

unties the bow

باز می‌کند کمان را

unties the strings

باز می‌کند سیم‌ها را

unties the ties

باز می‌کند بندها را

unties the package

باز می‌کند بسته را

unties the heart

باز می‌کند قلب را

unties the fears

باز می‌کند ترس‌ها را

جملات نمونه

the magician unties the rope with a swift motion.

جادوگر با حرکتی سریع طناب را باز می‌کند.

she unties her hair after a long day.

او بعد از یک روز طولانی موهایش را باز می‌کند.

he unties the package carefully to avoid damage.

او بسته را با دقت برای جلوگیری از آسیب باز می‌کند.

the child unties the balloon string with excitement.

کودک با هیجان ریسمان بادکنک را باز می‌کند.

she unties the knots in the fishing line.

او گره‌های نخ ماهیگیری را باز می‌کند.

after the race, he unties his shoelaces.

بعد از مسابقه، او بند کفشش را باز می‌کند.

the dog unties its leash and runs away.

سگ قلاده‌اش را باز می‌کند و فرار می‌کند.

he unties the scarf from around his neck.

او روسری را از دور گردنش باز می‌کند.

she unties the ribbons on the gift box.

او روبان‌های جعبه هدیه را باز می‌کند.

the sailor unties the boat from the dock.

ملوان قایق را از اسکله باز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید