untransferable

[ایالات متحده]/ʌntrænˈsfɜːrəbl/
[بریتانیا]/ʌntrænˈsfɜrəbəl/

ترجمه

adj. غیر قابل انتقال یا واگذاری

عبارات و ترکیب‌ها

untransferable skills

مهارت‌های غیرقابل انتقال

untransferable rights

حقوق غیرقابل انتقال

untransferable assets

دارایی‌های غیرقابل انتقال

untransferable tickets

بلیط‌های غیرقابل انتقال

untransferable benefits

مزایای غیرقابل انتقال

untransferable membership

عضویت غیرقابل انتقال

untransferable ownership

مالکیت غیرقابل انتقال

untransferable obligations

تعهدات غیرقابل انتقال

untransferable contracts

قراردادهای غیرقابل انتقال

untransferable licenses

مجوزهای غیرقابل انتقال

جملات نمونه

the benefits of this membership are untransferable.

مزایای این عضویت غیرقابل انتقال هستند.

her untransferable skills make her a valuable employee.

مهارت‌های غیرقابل انتقال او، او را به یک کارمند ارزشمند تبدیل می‌کند.

tickets for the concert are untransferable and non-refundable.

بلیط‌های کنسرت غیرقابل انتقال و غیرقابل بازپرداخت هستند.

his untransferable knowledge of the project is crucial.

دانش غیرقابل انتقال او از پروژه بسیار مهم است.

some rights are untransferable according to the contract.

بر اساس قرارداد، برخی حقوق غیرقابل انتقال هستند.

the scholarship is untransferable to another student.

این بورس تحصیلی قابل انتقال به دانشجوی دیگر نیست.

untransferable assets can complicate estate planning.

دارایی‌های غیرقابل انتقال می‌توانند برنامه‌ریزی املاک را پیچیده کنند.

his untransferable experiences shaped his career path.

تجربیات غیرقابل انتقال او مسیر شغلی او را شکل داد.

the company's proprietary technology is untransferable.

فناوری اختصاصی شرکت غیرقابل انتقال است.

untransferable licenses restrict the use of the software.

مجوزهای غیرقابل انتقال استفاده از نرم افزار را محدود می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید