untransmissible

[ایالات متحده]/ˌʌntrænzˈmɪsəbl/
[بریتانیا]/ˌʌntrænzˈmɪsəbl/

ترجمه

adj. ناتوان در انتقال یا انتقال از یک شخص، مکان یا چیز به دیگری

جملات نمونه

the virus is currently untransmissible between humans.

ویروس در حال حاضر بین انسان‌ها قابل انتقال نیست.

this strain of the disease appears to be untransmissible.

این گونه بیماری به نظر می‌رسد قابل انتقال نیست.

researchers confirmed the pathogen is untransmissible through casual contact.

پژوهشگران تأیید کردند که مسیحه از طریق تماس غیررسمی قابل انتقال نیست.

the vaccine renders the virus untransmissible.

واکسن باعث می‌شود ویروس قابل انتقال نباشد.

after treatment, the patient became untransmissible.

پس از درمان، بیمار قابل انتقال نشد.

scientists developed an untransmissible form of the virus for study.

دانشمندان یک شکل غیرقابل انتقال از ویروس را برای مطالعه توسعه دادند.

the modified cells are untransmissible to other organisms.

سلول‌های تغییر یافته به سایر موجودات قابل انتقال نیستند.

once cured, the condition remains untransmissible to partners.

پس از بهبودی، این وضعیت به شریک‌ها قابل انتقال نمی‌باشد.

the laboratory strain is engineered to be untransmissible.

این گونه آزمایشگاهی به گونه‌ای مهندسی شده است که قابل انتقال نباشد.

health officials declared the infection untransmissible after recovery.

مسئولان بهداشتی پس از بهبودی این عفونت را غیرقابل انتقال اعلام کردند.

the genetic material is untransmissible through standard means.

این مواد ژنتیکی از طریق روش‌های استاندارد قابل انتقال نیستند.

this variety of plant disease is untransmissible by insects.

این نوع بیماری گیاهی توسط حشرات قابل انتقال نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید