untraveled

[ایالات متحده]/ʌnˈtrævəld/
[بریتانیا]/ʌnˈtrævəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌ندرت بازدید شده یا سفر شده؛ عبور نکرده؛ فاقد حضور انسان؛ به‌ندرت توسط مسافران عبور شده

عبارات و ترکیب‌ها

untraveled road

جاده‌های سفر نرفته

untraveled path

مسیرهای سفر نرفته

untraveled territory

سرزمین‌های سفر نرفته

untraveled journey

سفرها و سفرهای سفر نرفته

untraveled area

مناطقی که سفر نرفته

untraveled land

سرزمین‌های سفر نرفته

untraveled places

مکان‌های سفر نرفته

untraveled routes

مسیرهای سفر نرفته

untraveled regions

مناطقی که سفر نرفته

untraveled paths

مسیرهای سفر نرفته

جملات نمونه

the untraveled paths of the forest hold many secrets.

مسیرهای سفر نکرده جنگل رازهای زیادی را در خود جای داده اند.

she felt a sense of adventure on the untraveled road.

او احساس ماجراجویی را در جاده ای که پیمایش نشده بود، احساس کرد.

he often dreams of exploring untraveled lands.

او اغلب رویای کاوش سرزمین های سفر نکرده را دارد.

untraveled regions may offer unique experiences.

مناطق سفر نکرده ممکن است تجربیات منحصر به فردی ارائه دهند.

they decided to take the untraveled route to avoid traffic.

آنها تصمیم گرفتند برای جلوگیری از ترافیک، مسیر سفر نکرده را انتخاب کنند.

her untraveled thoughts were finally expressed in her writing.

افکار سفر نکرده او سرانجام در نوشته هایش بیان شد.

he found beauty in the untraveled corners of the city.

او زیبایی را در گوشه های سفر نکرده شهر یافت.

untraveled paths can lead to unexpected discoveries.

مسیرهای سفر نکرده می توانند منجر به کشف های غیرمنتظره شوند.

she preferred the untraveled routes for her hikes.

او مسیرهای سفر نکرده را برای پیاده روی های خود ترجیح می داد.

the untraveled waters were calm and inviting.

آب های سفر نکرده آرام و دعوت کننده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید