unvisited places
مکانهای بازدید نشده
unvisited country
کشوری که بازدید نشده
still unvisited
همچنان بازدید نشده
unvisited island
جزیرهای که بازدید نشده
unvisited site
مکان بازدید نشده
unvisited museum
موزهای که بازدید نشده
being unvisited
در حال بازدید نشدن
unvisited area
منطقهای که بازدید نشده
unvisited town
شهری که بازدید نشده
unvisited home
خانهای که بازدید نشده
we have a list of unvisited countries we hope to see.
ما لیستی از کشورهایی که نزدیک نبودهایم و میخواهیم ببینیم داریم.
the unvisited room at the back of the house intrigued me.
این اتاقی که در پشت خانه نزدیک نبوده، من را جذب کرد.
many unvisited websites remain on my research list.
بسیاری از وبسایتهای نزدیک نشدهایم هنوز در لیست تحقیقات من باقی ماندهاند.
the unvisited trail offered a chance for adventure.
این مسیری که نزدیک نبوده، فرصتی برای ماجراجویی ارائه میداد.
despite the guidebooks, some areas remained unvisited.
هر چند کتاب راهنمایی وجود داشت، برخی مناطق نزدیک نماندهاند.
the unvisited museum was a highlight of our trip.
این موزهای که نزدیک نبوده، از ویژگیهای مهم سفر ما بود.
he documented unvisited caves in the remote region.
او معدنهایی که نزدیک نبودهاند در منطقه دورافتاده را ثبت کرد.
the unvisited island promised pristine beaches and tranquility.
این جزیرهای که نزدیک نبوده، دریاچههای ناب و آرامش را در پیش برد.
our team focused on unvisited customer segments for market research.
تیم ما روی قطاعهای مشتریانی که نزدیک نبودهاند برای تحقیقات بازار متمرکز شدهاست.
the unvisited corner of the garden was overgrown with flowers.
گوشهای از باغ که نزدیک نبوده، با گلهای زیاد پر شده بود.
she enjoyed exploring unvisited shops in the local market.
او لذت برد از کشف فروشگاههایی که نزدیک نبودهاند در بازار محلی.
unvisited places
مکانهای بازدید نشده
unvisited country
کشوری که بازدید نشده
still unvisited
همچنان بازدید نشده
unvisited island
جزیرهای که بازدید نشده
unvisited site
مکان بازدید نشده
unvisited museum
موزهای که بازدید نشده
being unvisited
در حال بازدید نشدن
unvisited area
منطقهای که بازدید نشده
unvisited town
شهری که بازدید نشده
unvisited home
خانهای که بازدید نشده
we have a list of unvisited countries we hope to see.
ما لیستی از کشورهایی که نزدیک نبودهایم و میخواهیم ببینیم داریم.
the unvisited room at the back of the house intrigued me.
این اتاقی که در پشت خانه نزدیک نبوده، من را جذب کرد.
many unvisited websites remain on my research list.
بسیاری از وبسایتهای نزدیک نشدهایم هنوز در لیست تحقیقات من باقی ماندهاند.
the unvisited trail offered a chance for adventure.
این مسیری که نزدیک نبوده، فرصتی برای ماجراجویی ارائه میداد.
despite the guidebooks, some areas remained unvisited.
هر چند کتاب راهنمایی وجود داشت، برخی مناطق نزدیک نماندهاند.
the unvisited museum was a highlight of our trip.
این موزهای که نزدیک نبوده، از ویژگیهای مهم سفر ما بود.
he documented unvisited caves in the remote region.
او معدنهایی که نزدیک نبودهاند در منطقه دورافتاده را ثبت کرد.
the unvisited island promised pristine beaches and tranquility.
این جزیرهای که نزدیک نبوده، دریاچههای ناب و آرامش را در پیش برد.
our team focused on unvisited customer segments for market research.
تیم ما روی قطاعهای مشتریانی که نزدیک نبودهاند برای تحقیقات بازار متمرکز شدهاست.
the unvisited corner of the garden was overgrown with flowers.
گوشهای از باغ که نزدیک نبوده، با گلهای زیاد پر شده بود.
she enjoyed exploring unvisited shops in the local market.
او لذت برد از کشف فروشگاههایی که نزدیک نبودهاند در بازار محلی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید