untried

[ایالات متحده]/ʌn'traɪd/
[بریتانیا]/'ʌn'traɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون اینکه آزمایش شده باشد؛ بدون اینکه بررسی شده باشد؛ بدون اینکه امتحان شده باشد.

جملات نمونه

he chose two untried actors for leading roles.

او دو بازیگر غیرآزموده را برای نقش‌های اصلی انتخاب کرد.

She decided to take a chance on the untried product.

او تصمیم گرفت روی محصول غیرآزموده ریسک کند.

He was hesitant to try the untried route.

او مردد بود که مسیر غیرآزموده را امتحان کند.

The team is eager to experiment with untried strategies.

تیم مشتاق است تا استراتژی‌های غیرآزموده را آزمایش کند.

The company is willing to invest in untried technologies.

شرکت حاضر است در فناوری‌های غیرآزموده سرمایه‌گذاری کند.

They are open to exploring untried solutions.

آنها برای بررسی راه حل های غیرآزموده باز هستند.

نمونه‌های واقعی

" And untried they shall remain unless we try them" .

آنها دست نخورده باقی خواهند ماند مگر اینکه آنها را امتحان کنیم.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

However, the technology remains untried and costlier than other forms of power.

با این حال، این فناوری هنوز استفاده نشده و از سایر اشکال انرژی گران تر است.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

You, so young, untried, and beautiful, Estella!

تو، آنقدر جوان، دست نخورده و زیبا، استلا!

منبع: Great Expectations (Original Version)

In the other were too many untried elements.

در آنجا عناصر زیادی وجود داشتند که استفاده نشده بودند.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

I had a right to please my taste, and that was for untried lips.

من حق داشتم سلیقه ام را خوشحال کنم و این مربوط به لب هایی بود که استفاده نشده بودند.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

Ridiculous — quite possibly — but actually, how would you know the difference between ridiculous and the merely unfamiliar, untried and uncomfortable?

مضحک - احتمالاً - اما در واقع، چطور می توانید تفاوت بین مضحک و صرفاً ناآشنا، دست نخورده و ناخوشایند را بدانید؟

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

He raved, He entreated, He threatened: No means were left untried to obtain a sight of Agnes.

او فریاد زد، التماس کرد، تهدید کرد: هیچ راهی برای به دست آوردن نگاهی به اگنس امتحان نشد.

منبع: Monk (Part 1)

She had set her feet upon that road a spoiled, selfish and untried girl, full of youth, warm of emotion, easily bewildered by life.

او پای خود را بر آن راه گذاشت، دختری فاسد، خودخواه و دست نخورده، پر از جوانی، گرم از احساسات، به راحتی گیج شده از زندگی.

منبع: Gone with the Wind

Travelling in all possible luxury, at some one else's expense, with diplomatic privileges and position, was a form of travel hitherto untried.

سفر با هرگونه تجمل ممکن، به هزینه شخص دیگری، با امتیازات و موقعیت دیپلماتیک، نوعی سفر بود که تا به حال امتحان نشده بود.

منبع: The Education of Henry Adams (Part Two)

So what we do is we try to identify some place where there might just be a ton of those untried ideas.

بنابراین کاری که ما انجام می دهیم این است که سعی می کنیم مکانی را شناسایی کنیم که ممکن است تعداد زیادی از آن ایده های دست نخورده وجود داشته باشد.

منبع: TED Talks (Video Edition) May 2017 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید