unattempted

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈtɛmptɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈtɛmptɪd/

ترجمه

adj. امتحان نشده یا تلاش نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unattempted task

وظیفه بدون اقدام

unattempted challenge

چالش بدون اقدام

unattempted project

پروژه بدون اقدام

unattempted goal

هدف بدون اقدام

unattempted idea

ایده بدون اقدام

unattempted solution

راه حل بدون اقدام

unattempted experiment

آزمایش بدون اقدام

unattempted method

روش بدون اقدام

unattempted strategy

استراتژی بدون اقدام

unattempted option

گزینه بدون اقدام

جملات نمونه

the unattempted tasks piled up on my desk.

وظایف انجام‌نشده روی میزم انباشته شده بودند.

she felt anxious about her unattempted exam questions.

او در مورد سؤالات امتحان انجام‌نشده خود مضطرب بود.

many unattempted challenges await us in the future.

چالش‌های انجام‌نشده بسیاری در آینده منتظر ما هستند.

his unattempted goals made him feel unaccomplished.

اهداف انجام‌نشده او باعث شد احساس ناکافی بودن کند.

the unattempted projects were a source of regret.

پروژه‌های انجام‌نشده منبعی از پشیمانی بودند.

she decided to tackle her unattempted tasks one by one.

او تصمیم گرفت وظایف انجام‌نشده خود را یکی یکی انجام دهد.

his unattempted dreams haunted him at night.

رویاهای انجام‌نشده‌اش شب‌ها او را آزار می‌دادند.

they discussed their unattempted adventures over coffee.

آنها ماجراجویی‌های انجام‌نشده خود را در کنار قهوه مورد بحث قرار دادند.

the unattempted ideas were written down for later consideration.

ایده‌های انجام‌نشده برای بررسی بعدی یادداشت شدند.

she felt inspired to pursue her unattempted passions.

او الهام گرفت تا اشتیاق‌های انجام‌نشده خود را دنبال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید