untrustworthinesses

[ایالات متحده]/ˌʌnˈtrʌstwɜːðinəsɪz/
[بریتانیا]/ˌʌnˈtrʌstwɜːrdinəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی یا حالت نا‌اعتمادپذیری؛ ناتوانی در مورد اعتماد کردن یا تکیه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

untrustworthiness

بی‌اعتمادی

proven untrustworthiness

بی‌اعتمادی اثبات‌شده

gross untrustworthiness

بی‌اعتمادی فاحش

patent untrustworthiness

بی‌اعتمادی آشکار

manifest untrustworthiness

بی‌اعتمادی آشکار

flagrant untrustworthiness

بی‌اعتمادی برجسته

utter untrustworthiness

بی‌اعتمادی کامل

sheer untrustworthiness

بی‌اعتمادی محض

downright untrustworthiness

بی‌اعتمادی آشکار

absolute untrustworthiness

بی‌اعتمادی مطلق

جملات نمونه

the investigation revealed a pattern of untrustworthinesses that spanned decades

تحقیقات نشان داد که الگوی عدم قابلیت اعتماد وجود داشته که چندین دهه طول کشیده است

his resume contained several untrustworthinesses that were eventually discovered

رزومه او حاوی چندین مورد عدم قابلیت اعتماد بود که در نهایت کشف شد

the company could no longer ignore the accumulating untrustworthinesses in their financial reports

شرکت دیگر نمی‌توانست عدم قابلیت اعتماد در حال افزایش را در گزارش‌های مالی خود نادیده بگیرد

despite the obvious untrustworthinesses, some investors remained optimistic

با وجود عدم قابلیت اعتماد آشکار، برخی از سرمایه‌گذاران همچنان خوش‌بین بودند

the witness's testimony exposed multiple untrustworthinesses in the defendant's story

شهادت شاهد، چندین مورد عدم قابلیت اعتماد را در داستان متهم نشان داد

historians documented the untrustworthinesses of various political figures from that era

تاریخ‌نگاران عدم قابلیت اعتماد چهره‌های سیاسی مختلف از آن دوران را مستند کردند

the audit uncovered a series of untrustworthinesses that shocked the board members

بررسی حساب‌ها مجموعه‌ای از عدم قابلیت اعتمادها را نشان داد که اعضای هیئت مدیره را شوکه کرد

there were undeniable untrustworthinesses in the scientist's published research data

عدم قابلیت اعتماد انکارناپذیری در داده‌های تحقیقاتی منتشر شده دانشمند وجود داشت

the employee handbook specifically addressed the consequences of repeated untrustworthinesses

دفترچه راهنمای کارکنان به طور خاص به عواقب عدم قابلیت اعتماد مکرر پرداخت

multiple untrustworthinesses in the contract raised red flags for the legal team

چندین مورد عدم قابلیت اعتماد در قرارداد باعث ایجاد زنگ خطر برای تیم حقوقی شد

the therapist helped her recognize the untrustworthinesses in her past relationships

درمانگر به او کمک کرد تا عدم قابلیت اعتماد را در روابط گذشته خود تشخیص دهد

reporters investigated the untrustworthinesses surrounding the candidate's campaign promises

گزارشگران عدم قابلیت اعتماد پیرامون وعده‌های انتخاباتی نامزد را بررسی کردند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید