untruth

[ایالات متحده]/ʌn'truːθ/
[بریتانیا]/ʌnˈtruθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیانیه نادرست؛ عدم حقیقت؛ دروغ
Word Forms
جمعuntruths

جملات نمونه

these untruths parading as history.

این نادرستی‌هایی که خود را به عنوان تاریخ جا می‌زنند.

The untruth has been brought home to him.

این دروغ برایش آشکار شده است.

they go off and tell untruths about organizations for which they worked.

آنها می‌روند و درباره سازمان‌هایی که برای آنها کار کرده‌اند، دروغ می‌گویند.

believe in the untruth

به دروغ باور داشته باشید

confront someone about their untruthfulness

مردمی را به دلیل نادرستی‌شان مواجه کنید

expose the untruth behind the rumors

دروغ پشت شایعات را آشکار کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید