untune the strings
تنظیم مجدد سیمها
untune your mind
ذهن خود را از تنظیم خارج کنید
untune the guitar
گیتار را از تنظیم خارج کنید
untune the piano
پیانو را از تنظیم خارج کنید
untune the notes
نتها را از تنظیم خارج کنید
untune the melody
ملودی را از تنظیم خارج کنید
untune the sound
صدا را از تنظیم خارج کنید
untune the harmony
هارمونی را از تنظیم خارج کنید
untune the rhythm
ریتم را از تنظیم خارج کنید
untune the performance
اجرا را از تنظیم خارج کنید
sometimes, you need to untune your thoughts to find clarity.
گاهی اوقات، شما نیاز دارید تا افکار خود را از تنظیم خارج کنید تا وضوح را پیدا کنید.
he decided to untune his guitar for a different sound.
او تصمیم گرفت گیتار خود را برای صدای متفاوتی از تنظیم خارج کند.
it's essential to untune any distractions before studying.
برای مطالعه، ضروری است که هرگونه حواسپرتی را از تنظیم خارج کنید.
she felt the need to untune her emotions after the breakup.
او احساس کرد که پس از جدایی نیاز دارد احساسات خود را از تنظیم خارج کند.
to improve the performance, the team must untune their strategies.
برای بهبود عملکرد، تیم باید استراتژیهای خود را از تنظیم خارج کند.
you should untune your expectations to avoid disappointment.
شما باید انتظارات خود را از تنظیم خارج کنید تا از ناامیدی جلوگیری کنید.
he learned to untune his schedule for better work-life balance.
او یاد گرفت که برای تعادل بهتر بین کار و زندگی، برنامه خود را از تنظیم خارج کند.
sometimes, it's necessary to untune relationships to find peace.
گاهی اوقات، برای یافتن آرامش، لازم است روابط را از تنظیم خارج کنید.
she had to untune her plans when unexpected events occurred.
وقتی اتفاقات غیرمنتظره رخ داد، او مجبور شد برنامههای خود را از تنظیم خارج کند.
to enhance creativity, one might need to untune their routine.
برای افزایش خلاقیت، ممکن است لازم باشد روتین خود را از تنظیم خارج کنید.
untune the strings
تنظیم مجدد سیمها
untune your mind
ذهن خود را از تنظیم خارج کنید
untune the guitar
گیتار را از تنظیم خارج کنید
untune the piano
پیانو را از تنظیم خارج کنید
untune the notes
نتها را از تنظیم خارج کنید
untune the melody
ملودی را از تنظیم خارج کنید
untune the sound
صدا را از تنظیم خارج کنید
untune the harmony
هارمونی را از تنظیم خارج کنید
untune the rhythm
ریتم را از تنظیم خارج کنید
untune the performance
اجرا را از تنظیم خارج کنید
sometimes, you need to untune your thoughts to find clarity.
گاهی اوقات، شما نیاز دارید تا افکار خود را از تنظیم خارج کنید تا وضوح را پیدا کنید.
he decided to untune his guitar for a different sound.
او تصمیم گرفت گیتار خود را برای صدای متفاوتی از تنظیم خارج کند.
it's essential to untune any distractions before studying.
برای مطالعه، ضروری است که هرگونه حواسپرتی را از تنظیم خارج کنید.
she felt the need to untune her emotions after the breakup.
او احساس کرد که پس از جدایی نیاز دارد احساسات خود را از تنظیم خارج کند.
to improve the performance, the team must untune their strategies.
برای بهبود عملکرد، تیم باید استراتژیهای خود را از تنظیم خارج کند.
you should untune your expectations to avoid disappointment.
شما باید انتظارات خود را از تنظیم خارج کنید تا از ناامیدی جلوگیری کنید.
he learned to untune his schedule for better work-life balance.
او یاد گرفت که برای تعادل بهتر بین کار و زندگی، برنامه خود را از تنظیم خارج کند.
sometimes, it's necessary to untune relationships to find peace.
گاهی اوقات، برای یافتن آرامش، لازم است روابط را از تنظیم خارج کنید.
she had to untune her plans when unexpected events occurred.
وقتی اتفاقات غیرمنتظره رخ داد، او مجبور شد برنامههای خود را از تنظیم خارج کند.
to enhance creativity, one might need to untune their routine.
برای افزایش خلاقیت، ممکن است لازم باشد روتین خود را از تنظیم خارج کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید