unveiling

[ایالات متحده]/ʌnˈveɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈveɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.فعل حال استمراری از کشف کردن
n.عمل افشا کردن یا شناساندن چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unveiling ceremony

آیین رونمایی

unveiling event

مراسم رونمایی

unveiling moment

لحظه رونمایی

unveiling announcement

اعلام رونمایی

unveiling details

جزئیات رونمایی

unveiling speech

سخنرانی رونمایی

unveiling presentation

ارائه رونمایی

unveiling project

پروژه رونمایی

unveiling strategy

استراتژی رونمایی

unveiling plan

برنامه رونمایی

جملات نمونه

the unveiling of the new product was highly anticipated.

معرفی محصول جدید بسیار مورد انتظار بود.

the artist is preparing for the unveiling of her latest sculpture.

هنرمند در حال آماده‌سازی برای معرفی مجسمه جدیدترین اثر خود است.

the unveiling ceremony will take place next week.

آیین معرفی هفته آینده برگزار خواهد شد.

they held a press conference for the unveiling of the new policy.

آنها برای معرفی سیاست جدید کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند.

many celebrities attended the unveiling of the new museum.

بسیاری از مشاهیر در معرفی موزه جدید شرکت کردند.

the unveiling event attracted a large audience.

رویداد معرفی مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد.

during the unveiling, the ceo shared the company's vision.

در طول معرفی، مدیرعامل چشم‌انداز شرکت را به اشتراک گذاشت.

the unveiling of the film's trailer created a buzz online.

معرفی تریلر فیلم باعث ایجاد هیاهو در فضای آنلاین شد.

she was nervous about the unveiling of her first book.

او در مورد معرفی کتاب اولیه‌اش عصبی بود.

the unveiling of the statue honored local heroes.

معرفی مجسمه به قهرمانان محلی ادای احترام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید