unweave

[ایالات متحده]/ʌnˈwiːv/
[بریتانیا]/ʌnˈwiːv/

ترجمه

vt. برای باز کردن یا جدا کردن نخ‌ها یا الیاف‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

unweave the truth

گشودن حقیقت

unweave the story

گشودن داستان

unweave the fabric

گشودن بافت

unweave the past

گشودن گذشته

unweave the mystery

گشودن رمز و راز

unweave the plot

گشودن طرح

unweave the narrative

گشودن روایت

unweave the chaos

گشودن هرج و مرج

unweave the design

گشودن طرح

unweave the threads

گشودن رشته‌ها

جملات نمونه

it is difficult to unweave the complexities of human emotions.

گشودن پیچیدگی‌های احساسات انسانی دشوار است.

she tried to unweave the tangled threads of her thoughts.

او سعی کرد رشته‌های درهم‌تنیده افکار خود را باز کند.

scientists aim to unweave the mysteries of the universe.

دانشمندان به دنبال کشف رمز و رازهای جهان هستند.

he wanted to unweave the story behind the painting.

او می‌خواست داستان پشت نقاشی را کشف کند.

they needed to unweave the layers of deception.

آنها نیاز داشتند لایه‌های فریب را آشکار کنند.

to understand the issue, we must unweave the facts from fiction.

برای درک موضوع، باید حقایق را از داستان‌سرایی جدا کرد.

she unweaved the fabric of their friendship over time.

او به مرور زمان، رابطه دوستی آنها را از هم گسیخت.

he attempted to unweave the conspiracy behind the scandal.

او سعی کرد توطئه‌ای که پشت رسوایی وجود داشت را کشف کند.

in therapy, we often unweave past traumas to find peace.

در درمان، اغلب آسیب‌های گذشته را برای یافتن آرامش آشکار می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید