unwedge the door
در را باز کن
unwedged stone
سنگ باز شده
unwedge carefully
آرام و با دقت باز کن
unwedged from
از حالت باز شده
unwedge it
آن را باز کن
unwedged position
وضعیت باز شده
unwedge slowly
آرام باز کن
unwedge something
چیزی را باز کن
unwedged block
بلوک باز شده
unwedge firmly
به طور قاطع باز کن
we need to unwedge the car from the snowdrift.
ما باید ماشین را از خاکریز برفی جدا کنیم.
the jammed door finally allowed us to unwedge it.
در گیج شده در نهایت اجازه داد تا آن را جدا کنیم.
he tried to unwedge the stubborn bolt with a wrench.
او سعی کرد با یک گوی چرخی گوی سخت را جدا کند.
the log was difficult to unwedge from the riverbank.
جلوگیری از جدا کردن چوب از پایین رودخانه سخت بود.
after the accident, they worked to unwedge the wreckage.
پس از حادثه، آنها کار کردند تا اشیاء ناشی از حادثه را جدا کنند.
it took considerable effort to unwedge the boulder.
جدا کردن سنگ نیاز به تلاش زیادی داشت.
the team worked to unwedge the shipping container.
تیم کار کرد تا کانتainer حمل و نقل را جدا کند.
she carefully tried to unwedge the stuck drawer.
او با دقت سعی کرد چاکی گیج شده را جدا کند.
the firefighters worked to unwedge the trapped victim.
مأموران آتش نشانی کار کردند تا فرد گرفتار را جدا کنند.
we managed to unwedge the bicycle tire from the fence.
ما موفق شدیم چرخ دوچرخه را از گودال جدا کنیم.
the goal was to safely unwedge the damaged pipeline.
هدف از جدا کردن خط لوله آسیب دیده به طور ایمن بود.
unwedge the door
در را باز کن
unwedged stone
سنگ باز شده
unwedge carefully
آرام و با دقت باز کن
unwedged from
از حالت باز شده
unwedge it
آن را باز کن
unwedged position
وضعیت باز شده
unwedge slowly
آرام باز کن
unwedge something
چیزی را باز کن
unwedged block
بلوک باز شده
unwedge firmly
به طور قاطع باز کن
we need to unwedge the car from the snowdrift.
ما باید ماشین را از خاکریز برفی جدا کنیم.
the jammed door finally allowed us to unwedge it.
در گیج شده در نهایت اجازه داد تا آن را جدا کنیم.
he tried to unwedge the stubborn bolt with a wrench.
او سعی کرد با یک گوی چرخی گوی سخت را جدا کند.
the log was difficult to unwedge from the riverbank.
جلوگیری از جدا کردن چوب از پایین رودخانه سخت بود.
after the accident, they worked to unwedge the wreckage.
پس از حادثه، آنها کار کردند تا اشیاء ناشی از حادثه را جدا کنند.
it took considerable effort to unwedge the boulder.
جدا کردن سنگ نیاز به تلاش زیادی داشت.
the team worked to unwedge the shipping container.
تیم کار کرد تا کانتainer حمل و نقل را جدا کند.
she carefully tried to unwedge the stuck drawer.
او با دقت سعی کرد چاکی گیج شده را جدا کند.
the firefighters worked to unwedge the trapped victim.
مأموران آتش نشانی کار کردند تا فرد گرفتار را جدا کنند.
we managed to unwedge the bicycle tire from the fence.
ما موفق شدیم چرخ دوچرخه را از گودال جدا کنیم.
the goal was to safely unwedge the damaged pipeline.
هدف از جدا کردن خط لوله آسیب دیده به طور ایمن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید