liberate

[ایالات متحده]/ˈlɪbəreɪt/
[بریتانیا]/ˈlɪbəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. رهایی از ستم یا حبس؛ آزاد کردن؛ رها کردن.
Word Forms
زمان گذشتهliberated
قسمت سوم فعلliberated
صفت یا فعل حال استمراریliberating
شکل سوم شخص مفردliberates

جملات نمونه

liberate the prisoners of war

آزادی دادن به اسرای جنگ

liberate the mind from prejudice

آزادی دادن به ذهن از تعصب

energy liberated by the annihilation of matter.

انرژی آزاد شده در اثر نابودی ماده.

liberated areas of the country.

مناطقی که از اشغال آزاد شده اند.

They did their best to liberate slaves.

آنها تمام تلاش خود را برای آزاد کردن برده ها انجام دادند.

You should liberate the mind from prejudice.

شما باید ذهن خود را از تعصب آزاد کنید.

This will liberate him from economic worry.

این باعث می شود او از نگرانی های اقتصادی آزاد شود.

The city was liberated in 1949.

این شهر در سال 1949 آزاد شد.

ways of working politically that liberate women.

روش های کار سیاسی که زنان را آزاد می کند.

the modern image of the independent, liberated woman.

تصویر مدرن یک زن مستقل و آزاد.

prisoners of war were liberated and succoured.

اسرای جنگ آزاد و مورد حمایت قرار گرفتند.

romanticism liberated the imagination and exalted the emotions.

رمانتیسم، تخیل را آزاد کرد و احساسات را به اوج رساند.

the use of computers can liberate pupils from the constraints of disabilities.

استفاده از رایانه می تواند دانش آموزان را از محدودیت های ناتوانی آزاد کند.

the drummer's wearing a beret he's liberated from Lord knows where.

درامر یک کلاهبرگ به تن دارد که از جایی که خدا می‌داند آزاد کرده است.

some fine brandy we had liberated from the Germans during World War II.

برندی خوب که ما در طول جنگ جهانی دوم از آلمان‌ها آزاد کرده بودیم.

The entire purpose of a clean and well-ordered life is to liberate man from the thraldom of chaos and the burden of sorrow.

هدف کلی یک زندگی پاک و منظم، رهایی انسان از بردگی آشفتگی و بار غم و اندوه است.

Antiport A membrane transport protein in which the energy liberated by the passive movement of H+ ions across the membrane is coupled to the active transport of another solute, e.g.

ضدپورت: یک پروتئین حمل و نقل غشایی که در آن انرژی آزاد شده توسط حرکت غیرفعال یون های H+ از طریق غشا به حمل و نقل فعال یک ماده حل شده دیگر متصل می شود، مانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید