unweight

[ایالات متحده]/ʌnˈweɪt/
[بریتانیا]/ʌnˈweɪt/

ترجمه

vt. وزن را حذف یا کاهش دادن
vi. وزن کم کردن
v. وزن را حذف یا کاهش دادن; وزن کم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unweight the load

کاهش بار

unweight the pressure

کاهش فشار

unweight the burden

کاهش بار مسئولیت

unweight the object

کاهش وزن جسم

unweight the system

کاهش بار سیستم

unweight the data

کاهش حجم داده

unweight the effects

کاهش اثرات

unweight the task

کاهش حجم وظیفه

unweight the variables

کاهش متغیرها

unweight the situation

کاهش وخامت وضعیت

جملات نمونه

to unweight the load, we adjusted the balance.

برای کاهش بار، ما تعادل را تنظیم کردیم.

they decided to unweight the project to make it more manageable.

آنها تصمیم گرفتند پروژه را سبک کنند تا مدیریت آن آسان تر شود.

it's important to unweight your expectations in a challenging situation.

در یک شرایط دشوار، کاهش انتظارات شما مهم است.

the team worked to unweight the shipping costs for better pricing.

تیم برای قیمت گذاری بهتر روی کاهش هزینه های حمل و نقل کار کرد.

we need to unweight the data to improve the accuracy of the analysis.

ما باید داده ها را سبک کنیم تا دقت تجزیه و تحلیل را بهبود بخشیم.

unweighting the emotional baggage can lead to a healthier mindset.

کاهش بار عاطفی می تواند منجر به یک نگرش سالم تر شود.

to unweight the discussion, we focused on key issues.

برای سبک کردن بحث، ما بر روی مسائل کلیدی تمرکز کردیم.

they unweighted their approach to allow for more flexibility.

آنها رویکرد خود را سبک کردند تا امکان انعطاف پذیری بیشتر فراهم شود.

unweighting the curriculum can enhance student engagement.

سبک کردن برنامه درسی می تواند تعامل دانش آموزان را افزایش دهد.

it's beneficial to unweight your priorities from time to time.

گاهی اوقات سبک کردن اولویت های خود مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید