unwittingly

[ایالات متحده]/ˌʌn'witiŋli/
[بریتانیا]/ˌ ʌnˈ wɪtɪ ŋlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور ناخواسته; به طور غیرعمد; به طور ناخواسته

جملات نمونه

People hate those who unwittingly harm the cause of peace.

افراد از کسانی که ناخواسته به جنبش صلح آسیب می رسانند متنفرند.

Walkers can unwittingly damage the fragile environment in which the birds live.

گردشگران ناخواسته می توانند به محیط زیست شکننده ای که پرندگان در آن زندگی می کنند آسیب برسانند.

My remarks about divorce had unwittingly touched a raw nerve.

اظهارات من درباره طلاق ناخواسته به یک نقطه حساس برخورد کرد.

Ironically, today's scofflaw spirit, whatever its undetermined origins, is being encouraged unwittingly by government at many levels.

به طرز غم‌انگیزی، روح قانون‌گریزی امروزی، با وجود ریشه‌های نامشخص، به طور ناخواسته توسط دولت در سطوح مختلف تشویق می‌شود.

He unwittingly revealed the surprise party plan.

او ناخواسته طرح مهمانی غافلگیری را فاش کرد.

She unwittingly offended her boss with her comments.

او ناخواسته با اظهارات خود رئیس خود را ناراحت کرد.

They unwittingly walked into a dangerous area.

آنها ناخواسته وارد یک منطقه خطرناک شدند.

I unwittingly deleted all my important files.

من ناخواسته تمام فایل های مهمم را حذف کردم.

The child unwittingly broke the vase while playing.

کودک ناخواسته در حین بازی گلدان را شکست.

The company unwittingly violated the new regulations.

شرکت ناخواسته مقررات جدید را نقض کرد.

She unwittingly left her phone at home.

او ناخواسته تلفن همراه خود را در خانه جا گذاشت.

He unwittingly made a mistake on the test.

او ناخواسته در امتحان اشتباهی مرتکب شد.

The hiker unwittingly trespassed on private property.

گردشگر ناخواسته وارد ملک خصوصی شد.

They unwittingly revealed their true intentions.

آنها ناخواسته اهداف واقعی خود را آشکار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید