unwooded

[ایالات متحده]/ʌnˈwʊdɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈwʊdɪd/

ترجمه

adj. بدون درخت

عبارات و ترکیب‌ها

unwooded area

منطقه بدون درخت

unwooded land

زمین بدون درخت

unwooded region

منطقه ای بدون درخت

unwooded space

فضای بدون درخت

unwooded terrain

زمین بدون درخت

unwooded landscape

مناظر طبیعی بدون درخت

unwooded field

زمین بدون درخت

unwooded site

محل بدون درخت

unwooded patch

قطعه زمین بدون درخت

unwooded expanse

گسترش بدون درخت

جملات نمونه

the unwooded area was perfect for camping.

منطقه بدون درخت بسیار مناسب برای کمپینگ بود.

many birds prefer unwooded habitats for nesting.

بسیاری از پرندگان ترجیح می‌دهند برای لانه‌سازی در زیستگاه‌های بدون درخت لانه بسازند.

the unwooded landscape provided a stunning view.

مناظر بدون درخت منظره‌ای خیره‌کننده ارائه می‌داد.

we hiked through the unwooded hills.

ما از تپه‌های بدون درخت عبور کردیم.

unwooded plains are often used for agriculture.

دشت‌های بدون درخت اغلب برای کشاورزی استفاده می‌شوند.

the unwooded terrain made it easy to navigate.

زمینی بدون درخت باعث می‌شد که مسیریابی آسان باشد.

there are fewer animals in unwooded regions.

در مناطق بدون درخت حیوانات کمتری وجود دارد.

the unwooded beach was ideal for sunbathing.

ساحل بدون درخت برای آفتاب گرفتن بسیار مناسب بود.

unwooded areas can be vulnerable to erosion.

مناطق بدون درخت می‌توانند در برابر فرسایش آسیب‌پذیر باشند.

exploring unwooded landscapes can be refreshing.

کاوش در مناظر بدون درخت می‌تواند لذت‌بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید