unworked

[ایالات متحده]/ʌn'wɜːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بلااستفاده؛ شکل‌نگرفته؛ خشن.

جملات نمونه

workout the special reports for the quality of unworked electronic component.

تهیه گزارش‌های ویژه در مورد کیفیت قطعات الکترونیکی نشده

Unworked stone consistently represents less than 5 per cent of the total value of imports, and has dropped since 2005.

سنگ‌های تصفیه نشده به طور مداوم کمتر از 5 درصد از کل ارزش واردات را نشان می‌دهند و از سال 2005 کاهش یافته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید