polished

[ایالات متحده]/'pɒlɪʃt/
[بریتانیا]/'pɑlɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخشان پس از مالیده شدن؛ باوقار؛ نرم
v. برای نرم و درخشان کردن چیزی
Word Forms
قسمت سوم فعلpolished
زمان گذشتهpolished

عبارات و ترکیب‌ها

polished surface

سطح صیقلی

polished rice

برنج صیقلی

جملات نمونه

They polished the car.

آنها ماشین را واکس زدند.

they polished off most of the sausages.

آنها بیشتر سوسیس ها را خوردند.

a polished mahogany table.

یک میز ماهوگنی صیقلی.

he was polished and charming.

او صیقلی و جذاب بود.

polished the silver and the brass.

نقره و برنج را واکس زدند.

He polished the car.

او ماشین را واکس زد.

He polished the floor smooth.

او کف را صاف و صیقلی کرد.

The children polished off the cake.

بچه ها کیک را خوردند.

slipping on the highly polished floor

لغزش روی کف صیقلی و بسیار صاف.

The president was a polished television performer.

رئیس جمهور یک مجری تلویزیونی با تجربه و ماهر بود.

he laid the cloth cornerwise on the polished table.

او پارچه را گوشه ای روی میز صیقلی قرار داد.

his polished performance in the film.

اجای عمل صیقلی او در فیلم.

a large table made of dark, polished wood.

یک میز بزرگ ساخته شده از چوب تیره و صیقلی.

He polished up the handle of the big front door.

او دسته در بزرگ جلویی را واکس زد.

behind the bar the steward polished glasses busily.

پشت بار، متصدی به طور فعال لیوان ها را واکس زد.

my shoes were polished until they shone like glass.

کفش های من تا جایی که مانند شیشه می درخشیدند، واکس زده شدند.

her heels made a rapid staccato on the polished boards.

پاشنه های او یک استاکاتو سریع روی تخته های صیقلی ایجاد کرد.

polishing one's piano technique; polished up the lyrics.

پرداختن تکنیک پیانو؛ شعرها را صیقل دادند.

I read her name on the polished brass plate.

من نام او را روی صفحه برنجی صیقلی خواندم.

نمونه‌های واقعی

After firing, the outside was often polished.

پس از شلیک، قسمت بیرونی اغلب صیقل داده می شد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6

The floor has been polished to ashine.

کف به درخشانی صیقل داده شده است.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

25. The floor has been polished to ashine.

25. کف به درخشانی صیقل داده شده است.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

Do you know how many pairs he polished in eight hours?

آیا می‌دانید او در هشت ساعت چند جفت صیقل داد؟

منبع: 6 Minute English

" Polished it last night, " said Cedric, grinning.

«دیشب آن را صیقل دادم،» سدریک با لبخند گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

I asked if you knew how many pairs he polished in eight hours.

من پرسیدم آیا می‌دانید او در هشت ساعت چند جفت صیقل داد؟

منبع: 6 Minute English

He had polished the table top until it gleamed.

او سطح میز را تا زمانی که درخشید صیقل داده بود.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

K-pop offers fans a polished and sanitised version of sex and glamour.

کی-پاپ یک نسخه صیقل داده شده و بهداشتی از جنس و جذابیت را به طرفداران ارائه می دهد.

منبع: The Economist (Summary)

Port Angeles was a beautiful little tourist trap, much more polished and quaint than Forks.

پورت آنجلز یک تله توریستی کوچک زیبا بود، بسیار صیقل داده شده و دلپذیرتر از فورکس.

منبع: Twilight: Eclipse

She polished her ring until it was glossy again.

او انگشترش را تا زمانی که دوباره براق شد صیقل داد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید