unzoned

[ایالات متحده]/ʌnˈzoʊnd/
[بریتانیا]/ʌnˈzoʊnd/

ترجمه

adj. غیر تقسیم شده به مناطق؛ بدون محدودیت

عبارات و ترکیب‌ها

unzoned area

منطقه بدون منطقه بندی

unzoned land

زمین بدون منطقه بندی

unzoned property

ملکیت بدون منطقه بندی

unzoned space

فضای بدون منطقه بندی

unzoned district

منطقه اداری بدون منطقه بندی

unzoned site

محل بدون منطقه بندی

unzoned region

منطقه بدون منطقه بندی

unzoned zone

منطقه بدون منطقه بندی

unzoned environment

محیط بدون منطقه بندی

unzoned development

توسعه بدون منطقه بندی

جملات نمونه

the land was left unzoned for future development.

زمین بدون منطقه بندی برای توسعه آینده رها شده بود.

many cities have unzoned areas that attract businesses.

شهرها مکان‌های بدون منطقه بندی زیادی دارند که برای مشاغل جذاب هستند.

we should consider the implications of unzoned residential areas.

ما باید پیامدهای مناطق مسکونی بدون منطقه بندی را در نظر بگیریم.

unzoned spaces can lead to unexpected urban growth.

فضاهای بدون منطقه بندی می‌توانند منجر به رشد شهری غیرمنتظره شوند.

the unzoned region became a popular spot for festivals.

منطقه بدون منطقه بندی به یک مکان محبوب برای جشنواره‌ها تبدیل شد.

local governments often struggle with unzoned properties.

دولت‌های محلی اغلب با مشکلات املاک بدون منطقه بندی مواجه هستند.

investors are wary of unzoned land due to risks.

سرمایه گذاران به دلیل خطرات از زمین بدون منطقه بندی می ترسند.

unzoned areas can sometimes lead to environmental issues.

مناطق بدون منطقه بندی گاهی اوقات می توانند منجر به مشکلات زیست محیطی شوند.

they decided to build a park in an unzoned area.

آنها تصمیم گرفتند یک پارک در یک منطقه بدون منطقه بندی بسازند.

unzoned land offers flexibility for future projects.

زمین بدون منطقه بندی انعطاف پذیری برای پروژه های آینده ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید