upholders

[ایالات متحده]/ʌpˈhoʊldərz/
[بریتانیا]/ʌpˈhoʊldərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسانی که از چیزی حمایت یا نگهداری می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

legal upholders

حامیان قانونی

ethical upholders

حامیان اخلاقی

social upholders

حامیان اجتماعی

cultural upholders

حامیان فرهنگی

values upholders

حامیان ارزش‌ها

freedom upholders

حامیان آزادی

justice upholders

حامیان عدالت

principle upholders

حامیان اصول

tradition upholders

حامیان سنت

rights upholders

حامیان حقوق

جملات نمونه

the upholders of justice must be vigilant.

مدافعان عدالت باید هوشیار باشند.

upholders of tradition often resist change.

مدافعان سنت اغلب در برابر تغییر مقاومت می‌کنند.

we need upholders of democracy in our society.

ما به مدافعان دموکراسی در جامعه خود نیاز داریم.

upholders of human rights fight for equality.

مدافعان حقوق بشر برای برابری مبارزه می‌کنند.

upholders of the law ensure public safety.

مدافعان قانون امنیت عمومی را تضمین می‌کنند.

she is one of the upholders of our community values.

او یکی از مدافعان ارزش‌های جامعه ما است.

the upholders of ethical standards guide our actions.

مدافعان استانداردهای اخلاقی بر اعمال ما راهنمایی می‌کنند.

upholders of cultural heritage play a vital role.

مدافعان میراث فرهنگی نقش مهمی ایفا می‌کنند.

as upholders of the environment, we must act responsibly.

به عنوان مدافعان محیط زیست، ما باید به طور مسئولانه عمل کنیم.

upholders of peace work tirelessly for harmony.

مدافعان صلح بی‌وقفه برای ایجاد هماهنگی تلاش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید