utmosts

[ایالات متحده]/ˈʌt.məʊsts/
[بریتانیا]/ˈʌt.moʊsts/

ترجمه

n. بزرگترین یا بالاترین درجه
adj. از بزرگترین یا بالاترین درجه

عبارات و ترکیب‌ها

utmosts importance

اهمیت بسیار

utmosts effort

تلاش بسیار

utmosts care

مراقبت بسیار

utmosts respect

احترام بسیار

utmosts attention

توجه بسیار

utmosts priority

اولویت بسیار

utmosts satisfaction

رضایت بسیار

utmosts support

حمایت بسیار

utmosts limits

محدودیت های بسیار

utmosts clarity

وضوح بسیار

جملات نمونه

we must do our utmosts to protect the environment.

ما باید تمام تلاش خود را برای محافظت از محیط زیست انجام دهیم.

she gave her utmosts to complete the project on time.

او تمام تلاش خود را برای تکمیل پروژه به موقع انجام داد.

he always puts in his utmosts for his family.

او همیشه تمام تلاش خود را برای خانواده‌اش انجام می‌دهد.

the team showed their utmosts in the championship.

تیم در مسابقات قهرمانی، نهایت تلاش خود را نشان داد.

we should strive to achieve our utmosts in every task.

ما باید برای دستیابی به حداکثر توانایی خود در هر کاری تلاش کنیم.

they worked with utmosts dedication to the cause.

آنها با نهایت تعهد برای این هدف کار کردند.

her utmosts efforts were recognized by everyone.

تلاش‌های او توسط همه به رسمیت شناخته شد.

to succeed, we need to apply our utmosts skills.

برای موفقیت، ما به استفاده از حداکثر مهارت‌های خود نیاز داریم.

the utmosts care was taken during the operation.

در طول عمل جراحی، نهایت مراقبت انجام شد.

he put forth his utmosts in the competition.

او تمام تلاش خود را در مسابقه به کار برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید